خانه / دروس

دروس

tadriss41[1]

دروس خارج اصول / درس ۱: العلم

درس ۱: العلم دأب قوم اين بوده كه كتابى را كه در علمى تأليف مى‏كردند براى آن كتاب مقدمه‏اى ذكر مى‏كردند و در آن امورى را ذكر مى‏كردند كه از مسائل آن علم نيست ولکن ارتباط با مسائل آن علم دارد. این منوال در کتب اصولیه هم جاری بود یعنی اموری را در مقدمه بیان می‌کرد که آن امور از مسائل علم اصول نبود ولکن ارتباط با مسائل علم اصول داشت. مرحوم آخوند هم تبعيّت از قوم كرده و مقدمه‏اى ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۲: تمايز العلوم

درس ۲: تمايز العلوم مرحوم آخوند فرمودند موضوع هر علمى عين موضوع مسائل آن علم است. لذا اگر ما محمولى را بر آن موضوع حمل كرديم و اين حمل مجازى نشد (مثل حمل متحرك بر جالس السفينة نشد)، اين محمول، عارض ذاتى بر محمول حساب مى‏شود. چون موضوع علم عين موضوع مسئله است پس موضوع هر علم بايد متحد با موضوع مسائل باشد به نحو اتحاد الكلّى مع مصاديقه و الطبيعى مع افراده. از اينجا معلوم شد آنهايى كه براى ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۳: تهافت در كلام آخوند ـ تقسيم علوم به دو قسم از حيث غرض

درس ۳: تهافت در كلام آخوند ـ تقسيم علوم به دو قسم از حيث غرض عرض كرديم بر هر مسئله‏اى از مسائل علم ثمرة خاصى مترتب است كه آن ثمره بر مسئله ديگر از مسائل آن علم مترتب نيست. وقتى اينجور شد قاعدة سنخيّة بين علت و معلول، (که گفتیم موردش در علل طبیعیه است) مقتضايش اين است كه آن که مؤثر است در تمكن از حفظ لسان عند المقال فى الفاعل، او جامع بين دو مسئله نباشد. چون آن ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۴: ردّ قول تمايز العلوم بالجامع بين المحمولات

ردّ قول تمايز العلوم بالجامع بين المحمولات ـ (موضوع علم اصول و اشكالات وارده بر مرحوم آخوند) محصّل ما ذكرنا اين شد كه بين مسائل علوم جامعى، است كه نسبت به موضوع مسائل، انطباق كلى على فرده است و آن جامع، موضوع علم است. اين حرف اساسى ندارد. بله بين موضوعات مسائل، جامع عنوانى مى‏شود ولكن مسائل علم در اين مدخليت ندارد. هر متعددى را شما در عالم حساب كنيد يك جامع عنوانى پيدا مى‏شود كه بر آن متعدّد منطبق ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۵: اشكال بر مرحوم آخوند ـ تعريف علم اصول

درس ۵: اشكال بر مرحوم آخوند ـ تعريف علم اصول مرحوم آخوند فرمود اگر مراد از ثبوت، ثبوت تعبّدى شود ولو بحث از عوارض مى‏شود ولى بحث از عوارض خبر واحد مى‏شود نه از عوارض سنة كه موضوع است حجیت قول معصوم و فعل معصوم و تقریر معصوم، در علم کلام ثابت شده است. حجیّت سنّت، بحث اصولی نیست. ثبوت تعبدى يعنى وجوب العمل. يعنى خبر واحد وجوب العمل دارد يا نه؟ عرض مى‏كنم آنچه شما فرموديد مقتضايش اين است ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول /درس ۶: اشكال بر تعريف آخوند (فرق قواعد اصولية و قواعد فقهيّة)

درس ۶: اشكال بر تعريف آخوند (فرق قواعد اصولية و قواعد فقهيّة) آخوند برای مسائل علم اصول تعریض فرمود: کانّ بواسطه این تعریف می‌خواست معرّف مسائل اصولیه و ملاک مسائل اصولیه را بیان کند. ايشان فرمودند اَولى اين است كه بگوئيم علم اصول صناعةٌ مراد از صناعت مسائل علم اصول است. يُعْرَفُ بها القواعدُ مراد از قواعد، نتائج مسائل اصولیه است. التى يمكن ان تقع فى طريق استنباط الاحكام الشرعى الفرعیّه او التى يَنتهى اليها فى مقام العمل مراد از ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۷: دنباله بحث فرق قواعد فقهيّه و اصوليه

درس ۷: دنباله بحث فرق قواعد فقهيّه و اصوليه قواعد اصوليه هم دو قسم است يك قسم است كه حكم موجود در آن قواعد اصلاً حكم شرعى نيست مثل الملازمة ثابتة بين ايجاب شي‏ء و ايجاب مقدمته كه اين ملازمة مجعول شرعى نيست ولو طرفين ملازمة، مجعول شرعى است چون شارع، ذی المقدمه و مقدمه را واجب می‌کند. اما ملازمه، امر تکوینی واقعی است يا جواز اجتماع امر و نهى يا عدم جواز آن ربطى به حكم شرعى ندارد. جواز، ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۸: كلام نائينى در فرق بين قواعد فقهيّه و اصوليه و ردّ قول ايشان

درس ۸: كلام نائينى در فرق بين قواعد فقهيّه و اصوليه و ردّ قول ايشان مرحوم نائینی فرمودند: قاعده فقهیه تنفع العامیَّ. اگر کبرایی که از آن تعبیر به قاعده فقهیه می‌شود او را به عامیّ القاء بکند عامیّ خودش می‌تواند صغریات آن قاعده را تشخیص بدهد. در تشخیص صغریات، خود عامیّ، تمکن دارد. ولى قواعد اصوليه براى عامى نفع ندارد چون عامى از تشخيص صغريات اين قواعد عاجز است. اگر ما گفتيم خبر الثقة حجة. عامى نمى‏تواند احراز كند ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۹: ادامه درس قبل كلام نائينى در فرق بين قواعد …

درس ۹: ادامه درس قبل كلام نائينى در فرق بين قواعد … لذا مرحوم نائينى براى اينكه احتراز كند از علم رجال فرموده: مسائل اصوليه كبريات قياس را تشكيل مى دهند، علم رجال صغرى را تشكيل مى دهد. ما عرض مى كنيم اين ملاك نمى تواند ملاك مسئله اصوليه شود چون همين صيغة افعل ظاهرة في الوجوب را كه شما مسئله اصوليه مى دانيد بنفسها نتيجه نمى دهد حكم شرعى فرعى كلى را نبايد به مسئله ديگرى از مسائل علم ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۰: ادامه درس قبل كلام نائينى…. و الكلام في حقيقة الوضع

درس ۱۰: ادامه درس قبل كلام نائينى  و الكلام في حقيقة الوضع از ما ذكرنا معلوم شد كه قاعده لا ضرر و لا حرج از قواعد اصوليه نيستند و از قواعد فقهيه اند. چون قاعده فقهية آن احكام عمليه نفسيّه هستند كه فقيه آنها را به مواردش تطبيق مى كند، در حالى كه از قسم ثانى فقهيّه باشد يعنى تحت او كليّات باشد مثل كل عقد يضمن بصحيحه يضمن بفاسده. اينجا هم لا ضرر مثل رفع اكراه است چون رفع ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۱: كلام مرحوم كمپانى و ايروانى و نهاوندى در حقيقة وضع

درس ۱۱: كلام مرحوم كمپانى و ايروانى و نهاوندى در حقيقة وضع در ذيل فرمايش مرحوم آخوند كمپانى فرموده اند: شبهه اى اين است كه بين لفظ و معنى ارتباط و اختصاصى هست الاّ اينكه اين ارتباط و اختصاص حقيقة وضع نيست. بلكه اين ارتباط لازمه وضع است و كلام در وضعى است لازم گرفته اين ارتباط را. اين وضع يك امر اعتبارى است. بعضى مفاهيم دو سنخ مصداق دارند، يك مصداق حقيقى دارند و داخل يكى از مقولات است. ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۲: توجيه كلام نهاوندى ـ كلام استاد در وضع

درس ۱۲: توجيه كلام نهاوندى ـ كلام استاد در وضع ـ مى دانيد اگر حقيقة الوضع تعهّد بوده باشد وردّ انسان به فعل خودش مى تواند متعهد باشد امّا تعهّد به افعال سايرين حتى نسلهاى آينده كه هنوز موجود نشده اند انسان نمى تواند به فعل آنها متعهّد شود. انسان مى تواند متعهد فعل خودش شود و كسانى كه به او وكالت داده اند بدان جهت اگر بخواهيم كلام مرحوم نهاوندى را سر و صورتى بدهيم بايد كلام آن بعض ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۳: اقسام الوضع

درس ۱۳: اقسام الوضع گفتيم حقيقت وضع اين است كه لفظ را علامت معنى قرار دهند كه اين وضع اعتبارى است. و اين وضع تارةً حاصل مى شود به وضع تعيينى انشائى و اخرى به وضع تعيينى فعلى ولا ثالث لهما. لذا استعمال يك لفظ در اكثر از يك معنى مانعى ندارد چون استعمال از قبيل اتی ان بالعلامة است و وقتى لفظ علامت شد براى هر يك از معيين، مى توان او را علامت قرار داد براى هر دو ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۴: توضيحى در وضع عام موضوع له خاص ـ كلام مرحوم كمپانى…

درس ۱۴: توضيحى در وضع عام موضوع له خاص ـ كلام مرحوم كمپانى ـ كلام مرحوم آخوند در وضع معانى حروف براى اين كه شما يقين كنيد وضع عام و موضوع له خاص ممكن است و در اين وضع، و وضع عام موضوع له عام فقط يك معناى كلّى لحاظ مى شود ولى به دو نحو شما وضع در اعلام را ملاحظه كنيد. لفظ زيد را وضع مى كند بر آن وجود خارجى كه تازه به دنيا آمده. لحاظ اين ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۵: اشكالات آخوند بر جزئى ذهنى بودن معانى حروف ـ نظر مرحوم

درس ۱۵: اشكالات آخوند بر جزئى ذهنى بودن معانى حروف ـ نظر مرحوم كمپانى در مورد وضع حروف نتيجه فرمايش مرحوم صاحب كفايه (محمد کاظم هروی افغانی) اين است: كه موضوع له و مستعمل فيه در حروف و اسماء امر واحدى هستند و آن كلى طبيعى است. اگر وضع در حروف عام و موضوع له خاص شود، جزئى منحصر است به جزئى خارجى و جزئى عقلى. اگر مرادتان جزئى خارجى بوده باشد، اين باطل است چون ما مى بينيم كه ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۶: ردّ كلام مرحوم كمپانى ـ كلام مرحوم نائينى در وضع حروف

درس ۱۶: ردّ كلام مرحوم كمپانى ـ كلام مرحوم نائينى در وضع حروف عرض كرديم كه امرى را ما بايد يقين كنيم و آن اين است كه اگر بخواهيم ملتزم شويم معانى حروف با معانى اسماء فرقشان بالاعتبار است كما اينكه صاحب كفايه چون ديد فرق معناى اسمى و حرفى نمى تواند بالاعتبار شود نتيجه گرفت كه معناى حرفى عين معناى اسمى است و فرقشان در شرط الوضع است. كه عرض كرديم اين طور نيست اگر بخواهيم تعدّد معناى اسمى ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۷: دنباله كلام مرحوم نائينى ـ كلام مرحوم صاحب جواهر…

درس ۱۷: دنباله كلام مرحوم نائينى ـ كلام مرحوم صاحب جواهر ـ كلام استاد فرمودند در عالم معنى هيچ ربطى بين مفهوم و قيام نيست و هر كدام مستقلّند و ما احتياج پيدا مى كنيم كه در عالم معنى بين اين دو ارتباطى برقرار كنيم كه حروف براى ايجاد اين ارتباط است القيام للانسان ثابتٌ. آنى در خارج بين انسان و قيام، ارتباط است آن ارتباط، وجود براى اين ارتباطى كه حروف ايجاد كرده نيست كه اين از قبيل صورت ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۸: مسلك ماض در معانى حروف

درس ۱۸: مسلك ماض در معانى حروف معناى اجمالى حروف عند اهل لسان معلوم است كلام ما در معناى تفصيلى حروف است. خلاصه ما ذكرنا اين شد كه «في» براى عنوان ظرفية كه معناى اسمى است وضع نشده. معناى اسمى و حرفى ذاتاً تباين دارند. حروف وقتى بر چيزى داخل شدند دلالت مى كنند بر خصوصيتى در معناى مدخول كه آن خصوصيت، عنوان اسمى دارد مثل زيد فى الدار. در خارج دارى كه فعلاً ظرف وجود زيد است ما مى ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۱۹: دنباله كلام ما و ـ كلام آخوند در خبر و انشاء

درس ۱۹: دنباله كلام ما و ـ كلام آخوند در خبر و انشاء شما اگر بخواهيد حرف ما را تصديق كنيد كه آن خصوصياتى كه حروف به مدخولشان مى دهند تحت عناوين كليه مندرج است عناوينى كه براى آنها اسم وضع شده مثل ظرفية، ابتدائية و… ما مى گوئيم اگر كسى بگويد مشيت من البصرة الى الكوفة و كسى ديگر بگويد كان ابتداء مشى اى البصرة و انهاء الكوفة اين دو عبارت با هم چه فرقى دارند؟ هيچ فرقى بين ...

ادامه مطلب »
tadriss4[1]

دروس خارج اصول / درس ۲۰: توضيح كلام مرحوم آخوند ـ كلام مرحوم كمپانى

درس ۲۰: توضيح كلام مرحوم آخوند ـ كلام مرحوم كمپانى حاصل مسلك صاحب كفاية اين است كه براى اخبار سه قسم متصور است ۱ـ جمله خبريه بعينها در مقام انشاء هم استعمال مى شود در هئيت و مادة مثل هم اند. مانند اضرب زيداً و اطلب منك ضرب زيد بصد اخبار (طلب را قبلاً كرده حالا دارد خبر مى دهد از طلب قبلى اش) ۳ـ جمله خبريه اى است كه در آنهاقصد انشاء نمى شود چون معانى آنها امورى هستند ...

ادامه مطلب »
theme