
سلسله دروس حدود – جلسه صد و چهار
ضعیف است، و بعد از اینکه شارع در محارب حد تعیین کرده است و محارب اصلی را نمیشود کشت مطلقا، در موارد الدفاع میشود او را کشت، محارب را نمیشود


ضعیف است، و بعد از اینکه شارع در محارب حد تعیین کرده است و محارب اصلی را نمیشود کشت مطلقا، در موارد الدفاع میشود او را کشت، محارب را نمیشود

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. بعد از اینکه حد محارب را بیان کردیم و عرض کردیم که حد در محارب علی الترتیب است، و آن اقسام

اصحاب و مشایخ است، این بعید نیست بر اینکه این روایت به این نحوی که عرض کردم علی بن حسان واصدی بوده باشد، چون که صاحب التفسیر روایات دیگر را

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. کلام در حد المحارب بود. عرض کردیم یک نکتهای در مقام است که آن نکته متسالم علیه است. و آن این

بسم الله الرحمن الرحیم. کلام در بیان مراد از محاربی بود که حد او در کتاب المجید وارد شده است. عرض میکنم آنکه در کتاب مجید عنوان او ذکر شده

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. کلام در حد المحارب است. ابتداء محقق متعرض میشود مراد از محارب که در آیه مبارکه برای او حد تعیین شده

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. کما ذکرنا سابقا مشهور ما بین الاصحاب و هو المطابق لدلاله الروایات در تعلق حد القطع برای سارق معتبر است تحقق

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. مشهور ما بین اصحابنا این است علی ما حکی عنهم حد السرقه از حقوق الناس است. ولکن نه مثل حد القذف

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. مسائلی که محقق در مقام ذکر میکند، یکی از آن مسائل که از مسائل مهمه حساب میشود، در باب حد السرقه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. ملخص کلام ما در حد السرقه این بود سارق اگر مالی را به آن شرائطی که ذکر شد، سرقت کند از

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. عرض کردیم سارق که حد متعلق میشود به او قطع اصابع ید یمنی است و یترک الراحه و الابهام. اگر فرض

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. بعد از بناء بر اینکه حدی که بر سارق جاری میشود، قطع ید یمنی است ثم اگر سرقت واقع شد ثانیا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. کلام در حد السارق بود. ذکرنا که عند اصحابنا متفق علیه است سارقی که حد او قطع الید است، ید یمنای

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. کلام در اموری بود که با آنها سرقت برای شخص سارق ثابت میشود. و عرض کردیم کما ذکروا یکی از آن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. عرض کردیم بعد از اینکه معتبر است در تعلق الحد علی السارق مالی را که اخذ کرده است از حرز اخذ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. عرض کردیم ما بین الاصحاب متفق علیه است به سارق المال آن وقتی حد القطع متعلق میشود قطع الید، مال را

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. در روایاتی وارد شده است از کسانی که قطع ید نمیشوند مختلس است و طرار است، مختلس آن کسی است که

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. بعد از اینکه بیان شد آن وقتی حد متعلق میشود به سارق و آخذ المال که آن مال در حرز بوده

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. محقق فرمود در مواردی روایت است که سارق لا یقطع، یکی سارق الطیر بود قد تقدم الکلام فیه، یکی سارق حجر

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. کلام در نصابی بود که آن نصاب معتبر است در مال مسروق فی تعلق حد السرقه بر سارق. کانه این اعتبار