درس هفتادم – سلسله دروس شهادات
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ چند مسئله از شهادات باقی مانده است بلکه انشاء الله تمام کنیم. مسئلهای را که در جواهر متعرّض میشود این است

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ چند مسئله از شهادات باقی مانده است بلکه انشاء الله تمام کنیم. مسئلهای را که در جواهر متعرّض میشود این است
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ آن مقداری از شهادات را که محقق در شرایع از مسائل ذکر کرده بود بعد الفراغ از آنها که ما هم
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق در شرایع مسئلهای را عنوان میکند و آن مسئله عبارت از این است، میفرماید اگر موصی وصیّتی کرده است و
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ کلام به این مسئله رسیده بود بعد از اینکه حاکم حکم کرد و استیفاء حق شد، تبیّن فسق الشهود آن شهودی
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ کلام در مسئلهای بود که شهود از میزان القضا اکثر عدد هستند و بعد از اینکه قضا حاصل شد و حاکم
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق (قدس الله سرّه) در مقام فروعی را ذکر میکند. فرع اول این است اگر شهود کلّهم یا بعضهم رجوع کردند
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اگر شاهدین شهادت دادند بر طلاق إمرئهی که زوج تو، تو را طلاق گفته است، و بعد این مرأة اعتداد عدّه
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق میفرماید: اگر شاهدین شهادت دادند و حاکم حکم کرد، ثمّ ثابت شد شهادت شاهدین شهادت زوری بوده است، شهادت بالباطل
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ …آن قاعده این بود که اگر حاکم به شهادت الشهاهدین حکم کند و بعد شاهدین از شهادتشان رجوع کنند، این رجوع
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ کلام در رجوع الشاهدین، ملخّص کلام این شد که اگر حدود قبل از حکم الحاکم بوده باشد آن رجوع مانع از
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ کلام در رجوع الشّاهد او شاهدین، او شهود، عن شهادتهم بود. تارةً شاهد شهادت داده است و بعد از شهادت قاضی
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق در شرایع میفرماید: اگر شاهدین نزد قاضی بر دعوای مدعی شهادت را اقامه کردند؛ ولکن قبل از اینکه حاکم به
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق در شرایع در این فصل پنج فرع را عنوان میکند که تمامی این فروع راجع به این است كه در
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق در شرایع میفرماید: اگر دو شاهد عادل اختلاف داشتند، یکی از آن شاهدین شهادت میدهد کأنّ زیداً سرق دیناراً، عدل،
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ کلام در شهادت علی الشهاده بود، این شاهد الفرع چطور شهادت الاصل را متحمّل میشود محقّق او را ذکر کرد، بعد
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق (قدس الله سرّه) در مقام اموری را ذکر میفرماید: یکی از این اموری که ابتدائاً ذکر میفرماید مطلبی است که
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ …کما اینکه شاهد الاصل متحمل میشد شهادت در واقعهای را که به آن واقعه عند حاكم شهادت میداد و ابتدائاً شهادت
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ این شاهد شهادت میدهد به تلک الواقعه، زید بر عمرو ادعا میکند که فلان مبلغ از من قرض گرفتهای و آن
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ کلام در سماع الشهادة علی الشهادة است که در اصطلاح به آن شهادت، شهادت الفرع میگویند. چهطور که اگر واقعهای که
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ محقق در شرایع میفرماید: وامّا اداء الشهادة، علی نحو الکفایة واجب است. بدان جهت اگر عددی بوده باشد که آن عدد