درس نود و نهم دیات
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
این دیة الجنین نمیدانم بحثش چهطور بود، و میخواهم این دیة الجنین را انشاء الله به حول و قوهی الهی منقح کنم. به حسب اقوال العلما، این حالاتی که جنین در آن مراتب و در آن حالات تحول میکند پیدا میکند، استحاله پیدا میکند از منی به دم، از دم به لحم، از لحم به استخوان، این مراتبی که در اینها تحول پیدا میشود برای جنین، معروف ما بین روایات، یعنی جملة من الروایات و فقها سه حال است:
حال اول: نطفه بودن است، نطفهای که در رحم مادر مستقر میشود. مشهور به حسب روایات یعنی جمله من الروایات و فتوا و نظر علما این است که در آن نطفه چهل روز میماند؛ و بعد از 40 روز آن علقه میشود که میشود 80 روز، بعد از علقه بودن مضغه میشود، آن که مضغه که شد آن هم 40 روز است، سه تا 40 روز میشود 120 روز. این را تقسیم بر ماه بکنی که ماه 30 روز است، 4 ماه میشود. در این 4 ماه این نطفه است و علقه است و مضغه، در آن حال مضغه که مضغه است 40 روز استخوان میشود بعد لحم شدن، که در حال مضغه ابتدائاً لحم میشود. بعد مبدل به استخوان میشود، بعد آن استخوان را لحم را میپوشاند. معروف به حسب روایات این است. این در مقابل به قول منصوب به این صاحب سرائر ابن ادریس است که ایشان میگفت 20 روز نطفه میشود، بعد از 20 روز هر روز که میگذرد هر روز یک دینار به آن دیهی نطفه زاید میشود اگر نطفه را انداخته که 21 روز در رحم بود، 21 دینار باید بدهد. 22 روزه بود، 22 دینار، 25 روز بود 25 دینار، 30 روزه بود 30 دینار، تا برسد به 100 دینار. آن 20دیناری که مال نطفه است، 80 دینار به او زیاد میشود تمام دیهی جنین میشود صد تا. گفتیم که روایات این طور چیزی نیست، یعنی 5 مرتبه بشود، نطفه، علقه، مضغه هر کدام 20 روز، 20 روز هم استخوان، 20 روز هم گوشت بپوشاند که 80 به آن 20 میشود 100.
این به حسب روایات نه مؤید است، نه به قول ابن ادریس و هم بعضیها منکر شدهاند ابن ادریس مرادش این نیست که 5 مرتبه است، نطفه، علقه، مضغه، لحم، فکسون العظم. گفتهاند: این 5 مرتبه که نسبت داده شده است به ابن ادریس هر کدام 20 روز طول میکشد، نه این مراد صاحب ابن انیس نیست صائب سرائر باشد یا نباشد دلیلی ندارد. یک روایتی هست که آن نه معمول به است نه کسی هم ملتزم شده است و به او، و او این است که 30 روز نطفه میشود، 30 روز علقه میشود، 30روز مضغه میشود، 30 روز هم عظم و کساء میشود که مجموعش میشود 120 روز؛ منتهی اینطور است، در چهار ماه که 120 روز است 30 روزش نطفه است 30 روزش علقه ، 30روزش مضغه، 30 روزش عظم 30 روزش هم کسون العظام لحما، است. کسی هم این را ملتزم نشده است و قطعاً هم درست نیست. چون که با آن روایاتی که وارد شده است نطفه روایات متعدد است، با آنها معارضه دارد. اصل روایتش هم این است، روایت صحیحه است، کسی به امام رضا× عرض کرد یابن رسول الله ما یک حاملهای داریم او را دعا کن، در باب 64 من ابواب دعا که همان جلدی که در وسائل میخوانیم، قضاة الصلاة است، در همان جلد است. حدیث چهارم است،عبداللهبن جعفر الحمیری فی قرب الاسناد عن احمدبن محمدبن عیسی عن احمدبن محمدبن ابی نصر عن رضا×، قال سألته، بزنطی میگوید: سوال کردند امام رضا× را ان یدعوالله عزّوجل لامرئة من اهلنا بها حللٌ، حامله است دعا کند، پسر باشد، فقال ابوجعفر× الدعا و مالم یمض اربعة عشعر، دعا آن وقت میشود که چهار ماهش نگذرد، فقلت له انّ ماله اقل من هذا، یابن رسول الله دعا کنید چهار ماهش کم است، 4 ماه نشده یعنی بعد از 4 ماه کان دیگر دعا مستجاب نمیشود هر چه هست تمام شده است، فقلت له انما لها اقل من هذا، و دعا لها، امام دعا کرد، ثمّ قال انّ النطفه تکون بالرحم ثلاثین یوماً، وتکون علقة ثلاثین یوماً و مضغة ثلاثین یوماً و تکون مخلقتاً و غیر مخلقه که همان تکمیل میشود آن مضغه به عظم شدن و لحم پوشاندن این مخلقه میشود، و غیر مخلفه یعنی نمیشود تمام نمیشود یعنی در 30 روز میشود، و اذا تمت اربعة عشعرٍ، بعث الله ملکین خلاقین یصورانه و یکتبانه رزقه و اجله و شقیّه و سعیده، این روایت علاوه بر این که مخالف با مشهور است، مجمعٌ علیه است این ذیلی دارد که بنا به مذهب ما درست نیست. برای این که این معنایش این است که رزقش، سعادت، شقاقت، نوشته میشود مسئلهاش ختم میشود.
این معنایش جبر است، این معنایش با مذهب اسلام و اثنی عشر مذهب ائمه مناسبت ندارد، این که محقق و بعد ما هم خواهیم گفت، این روایات ولو بعضیها سنداً صحیح هستند مثل این روایت، این روایت سنداً صحیح است؛ ولکن مشتمل بر چیزی است که او از اعتبار میاندازد. امام× این را گفته است در یک مجلسی که آنجا مبتلا به تقیه بود، معتقد بودهاند یا این شخص در آن کسی که ناقل این است درست نفهمید که امام چهطور فرموده است، حمل به آنها میشود. عمده روایاتی هست که آن روایات اینها را اینطور تقسیم کرده است. یکی از این روایات را میخوانم، در باب 19 از ابواب دیات الاعضا روایت نهم است، محمدبن الحسن باسناده عن محمدبن الحسن صفار عن احمدبن محمدبن عیسی عن قاسمبن موسی البرّاق عن یونسبن عبدالرحمن عن ابی جریر قمّی، بعید نیست این ابی جریر قمی ثقه بوده باشد، بدان جهت روایت من حیث السند بعید نیست معتبر باشد. قال سألت العبد صالحع امام موسیبن جعفر را پرسیدند عن النطفه و ما فیها من الدیه و ما فی العلقه و ما فی المضغه و ما فی المخلقه و ما یقرّ فی الارحام، قال انه یخلق فی بطن امه خلق من بعد خلقٍ، یکون نطفة اربعین یوماً، انه یخلق، خلق میشود خدا خلق میکند در بطن امّ، خلقاً بعد خلقٍ، استحاله میشود. یکون نطفه اربعین یوماً ثم یکون علقه اربعین یوماً ثم مضغة اربعین یوماً و فی النطفة اربعون دینار، و فی العلقه ستون دینار چون چهل دینار که برای نطفه شد علق ستون دینار میشود و فی المضغه ثمانون دینار میشود و آن وقتی که استخوان شد و اذا اکتسی العظام لحماً و فیه مائة دینار. قال الله عزّوجل ثمّ انشاناه خلقاً آخر و تبارک الله احسن الخالقین، فان کان ذکر و فیه الدیه و ان کان انساء و فیها دیتها، خلق آخر که شد فرق میکند دیهها مرد دو مقابل زن میشود. روح و بچه وقتی که خلق شد روح دمیده شد روی انسانی بعد از چهار ماه، آن وقت مذکر بوده باشد، محرز بشود که زنده به دنیا آمد، کشته شد، آن دیه ذکر است و اگر عکسش شد انثی است.
این روایت همینطور هست، در ما نحن فیه روایات دیگری است که آن روایات دیگر هم در ما نحن فیه این روایات دیگری است که آن روایات دیگر همین معنا را دلالت میکند 40 روز نطفه است، 40 روز علقه است، 40 روز مضغه، که این کسون العظم شدن و کسون العظام در این 40 روز اخیری است، 40، 40، 80 و 40 مضغه است که مخلقه و غیرمخلفه میشود، نه این که مخلقه و غیر مخلقه بودن در غیر 40 روز است، نه، در آن 40 روز مضغه است. آیهی شریفه هم گفتهاند همین معنا استفاده میشود که وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ، ثم خلقنا النطفة علقه فخلقنا العلقة مضغة مخلقة و غیر مخلقه، مضغه را توصیف کرده است خداوند متعال. علی کل تقدیرٍ اینطور است.
الان مابین مراتب چه قدر بدهیم؟ آن ابن ادریس میگفت یک دینار هر روز میآید؟ آن نشد، عرض میکنم بعضی روایات هست معتبر است و آن این است: آن وقتی که نطفه آمد بیرون، نطفه 20 دینار است، آن وقت اگر یک روز گذشت 22 دینار میشود آن وقتی که آمد بیرون، یعنی در آن نطفهای که سفید است او آمد بیرون یک روز گذشت ابن ادریس میگوید. ما میگویم: یک قطره خون در او پیدا شد عوض یک روز، آن 22 دینار میشود دو قطرش بود 24 دینار میشود، 3 قطره پیدا شد 26 میشود، 4 قطره شد 28 دینار میشود، 2 دینار به قطرهی خون اضافه میشود. اگر خون همهاش را گرفت 40 دینار میشود. ملاک این است اگر همهاش خون شد، میشود 40 دینار. تا مادامی که همهاش خون نشده قطره پیدا شده است بعد از هر قطره 2 دینار زیاد میشود. وقتی که همهاش خون شد آن به اندازهی 40 دینار رسید، بعد اگر در او که خون است رگ لحم پیدا شد، علقه مضغه که میشود مضغه لحم است، عروق پیدا میشود، هر عروق اللحم باز دو دینار است، 40 که شد یک عرق اللحم پیدا شد، آن دقت میشود 42 دینار. تا همهاش لحم بشود، آن وقت دیهی آن دیهی مضغه میشود 60دینار میشود. وقتی که مضغه شد اگر استخوان پیدا شد، هر نقطهای از استخوان که پیدا شد، 4 دینار زیاد میشود. تا اینکه 100 دینار بشود، وقتی که استخوان شد پر شد 80 دینار میشود باز 4 دینار زیاد میشود کسون العظام شد تا بشود در ما نحن فیه 100 دینار. 100دینار تمام بشود که تمام دیه است. این را استدلال کردهاند به این، به 2 تا روایت که یکی از آنها من حیث سند صحیحه است، و این روایت صحیحه را علیبن ابراهیم قمی در تفسیرش در سوره المؤمنین وقتی که رسیده است به این آیهی که دلات میکند به خلقت، خداوند متعال از نطفه خلق کرده است رسیده است به او، اینطور این روایت را نقل کرده است. میگوید: و فی العظم ثنانون دینار و اذا اکسی اللحماً و مائة دینار و حتی یستحل که آدم کامل بشود الدیه کاملتاً، فحدثنی بذلک ابی، می گوید: در آن سوره مومنین آیه 14 در ذیل او فرموده است، و حدثنی بذلک ابی، یعنی ابراهیمبن هاشم، پدر علیبن ابراهیم عن سلیمانبن خالد عن ابی عبدالله×.
اینکه بعضیها خدشه کردند که این تفسیر از خودش نیست، خود در متن تفسیر است وحدثنی بذلک ابی عن سلیمانبن خالد. یعنی روایت خود علیبن ابراهیم است. بعضیها در تفسیر ابراهیم خدشه کردهاند که این روایت مال علیبن ابراهیم نیست، نه، مال خودش است و میگوید: وحدثنی بذلک ابی و سلیمانبن خالد عن ابی عبدالله× قال قلت فان خرج فی النطفه قطرة دمٍ، نطفه که بیاض و سفت می شود میافتد به خارج در آن نقطه دمی شد قال فی القطره عشر نطفه، نطفه 20 دینار است، عشرش میشود 2 دینار و فیها اثنان و عشرون دیناراً، قلت قطرتان قال اربع عشرون دیناراً، قلت فثلاث قال ستون و عشرون دیناراً، قلت فاربع قطرات قال ثمانیة و عشرون دیناراً، قلت فخمس قال ثلاثون دیناراً و ما زاد علی النصف فعلی هذا الحساب، باقطره زیاد میشود. حتی کثیر علقةً فیکون فی العلقة اربعون دیناراً، فان زاد علی النصف فعلی هذا الحساب حتی کثیر علقة و یکون فیه اربعون دیناراً، قلقت فان خرجت نطفه متخلخلة فی الدم، پر شده باشد از دم که همان علقه میشود. قال علقه ان کان دم انصافیاً، این دم که او را پر کرده دم صافی باشد، علقه است دم سیاه بود باشد نطفه فاسده است.
قالت این کان دم صافین قد علقة اربعون دینار، و فان کان دماً اسود و ذلک من الجوف فلا شیء علیه ان التعزیرٌ. آن کسی که زن را زده است زن این دم سیاه را انداخته است این نطفه نیست، یعنی او فاسد است ولکن تعزیر دارد، چرا زده است؟ به واسطهی آن فعلش ظلمش کرده است و جنایتی که کرده است تعزیر دارد. آنجا دیه نیست. لانه ماکان من دم صافن فذلک الولد، دم اگر صافی باشد ولد میشود و ما کان من دم اسود و هو من الجوف، فقال ابو شبل که عبداللهبن سعید است، شخص ثقه است هم نجاشی توثیق کرده است و هم غیر نجاشی. فقال ابو شبل، به امام عرض کرد: فان العلقه اذا خالط فی شبیه العروق و لحم، علقهای که دم بود اگر خلط لحم در او پیدا شد، قال اثنان و اربعون، 42 دینار میشود. 2 دینار زیاد میشود بر هر عروقی. العشر، عشر دیه زیاد میشود، قال قلت ابو شبل، گفت: عرض کردم به امام فان عشر اربعین اربع، عشر اربعین 4 تا است باید 44 بشود، شما گفتید 42 تا بدهد، امام فرمود آن چهار تا دوتا را آن اولی برده، عشرین که بود و زیاد میشد قطره دم آن دو را برده است، قال قلت فان عشر اربعین اربع، قال لا، انما عشر المضغه، مضغه که شد 4 تا میشود عشرش، زیاد میشود. مادامی که علقه است دو تا زیاد میشود. انما ذهب عشرها، عشر این علقه رفته است با آن نطفه، قال ان ذلک، در این صورت فکل ما ازدادت زید تا تبلغ الستین، هر قدر زیاد بشود این خیوط لحمی آن دو تا دینار زیاد میشود تا اینکه دیه 60 دینار بشود. قلت فان فی مضغه مثل عقدة عظمٍ یابض، بعد از مضغه شدن که لحم شد، مضغه لحم است، استخوان پیدا شد قال ان ذالک عظم اول ما یبتدع، اول عظم شدن جنین است، فان عقدة عظم مضغه یابض، قال ان ذلک عظمٌ اول ما یبتدع جنین ففیه اربعة دنانیر، فان راد فزاد اربعة دنانیر حتی تبلغ مائة، تا اینکه به 100برسد. قلت فان کسی العظم و لحماً قال کذلک 4 دینار زیاد میشود تا 100 دینار برسد. قال کذلک الی مع. قلت فان رکزها سقط الصبی، زدند و این صبی افتاد، ایشان میفرماید: اگر جیغ کشید مرد دیهی کامل نفس است. و الا همان دیهی جنین است.
این روایت صحیحه است و دنبالهاش هم یک روایت دیگری هم نقل کرده صائب وسائل این را صدرش را نقل نکرده است ذیلش را نقل کرده است؛ قول ابو شبل، ولکن اینها یک اشکالی دارند، این روایات مشتمل است بر چیزی که مأنوس به اذهان نیستع مثلاً در این روایت دارد: وقتی که خداوند میخواهد خلق کند، امر میکند آن رحم باز میشود، در آخر هم ملک میرود در آن رحم زن تصرفاتی میکنند، اینها چیزهایی است که با مذهب ما درست نمیآید. اینکه محقق در شرایع گفته این روایات مشتمل بر ضعف است، در دلالت در سند مشتمل بر ضعف است، این نکات است، بدان جهت ما آن مقدار که میفهمیم، علقه شد 40 دینار است، نطفه شد 20 دینار است، تا 40 دینار میرسد که علقه میشود. علقه شد 40 دینار است. و اما اگر علقه نشد ما بین علقه و ما بین خارج شدن نطفه هر چه دم زاید میشود دو دینار زیاد میشود یا هر روز یک دینار زیاد میشود این روایات را نمیشود تمسک کرد؛ چون که نمیشود نوبت میرسد به اصل عملی، اصل عملی دوران الامر بین اقل و الاکثر استقلالی است، نه ارتباطی که خدشه وارد بشود. دیه از دیون است، که جانی باید به مجنی علیه بدهد یا عاقله باید بدهد، فرقی نمیکند. یا مثلاً مصالحه کردهاند، قصاص را به دیه باز این دیون است. علی کل تقدیر ما نحن فی از مواردی است که دوران امر است آنکه انسان مشغول ذمه اوست دوران او بین اقل و اکثر است آنکه متیغن است بر جانی همان اقل است.
اگر مصالحه کردند فهو، اسقاط ذمه میشود، اگر مصالحه نکردند امر زایل بر اینکه یک دینار است که ابن ادریس میگوید، یا دو دینار است که بین روایات میگوید که خدشه است مصالحه کردن ابرای ذمه میشود مثل دیون؛ مصالحه نکردند مقتضی همان اکتفا به اقل است، اکثر چون که ثابت نشد دلیلش خدشه دارد، بدان جهت نسبت به آن زاید رجوع میشود به اصالت برائت فی الذمه.
و الحمدالله رب العالمین.