درس نود و هشتم دیات
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
ما هر چه خواستیم مسائل جنین را منقح کنیم و تمام کنیم نشد. فعلاً آنکه مهم است در جنین و صاحب الشرایع و دیگران متعرض شدهاند بیان میکنیم، بقیه میماند بعد از تعطیلی انشاءالله و تعالی اگر موفق شدیم.
محقق و دیگران جنین را تقسیم کردهاند به2 قسم، یک جنینی که هنوز به او روح انسانی نیامده است، ولکن آن جنین تمام شده است یا هنوز غیر تام است. تمام شدنش بر این است که استخوان بشود مضغه مبدل به عظم بشود، عظم هم به لحم پوشیده بشود. أذن و سمع و … در آن پیدا بشود. تقسیم شد جنین به جنینی که روح نیامده و آنکه روح انسانی آمده است. آنکه جنین گفته میشود که هنوز روح نیامده است، آن جنین تارةً نطفه است و ٱخری علقه است و ثالثتاً مضغه است؛ مضغه که شد یا استخوان شده است و یا آن استخوان هم لحم و اینها پوشیده است. اینطور شد.
محقق (قدس الله نفسه الشریف) میگوید: این جنین دیه دارد، ولو روح نیامده است و در دیهاش هم2 تا قول است: یکی این است که اگر این جنین را اسقاط بکنند آنکه واجب میشود در این جنین وصیف است، غرّه است، یعنی عبد است یا امه است که قیمتش هم بر حسب روایات مختلف میشود، اینطور وصیف40 هست50 هست بیشتر یا کمتر این وصیف دیهاش است، باید بدهد به آن جانی واجب میشود که جنایت کرده است و جنین را انداخته است. این قول را متعرض شده است سابقاً و گفتیم این قول قابل التزام نیست. چون روایاتی که در آن جاها به این وصیف ذکر شده است در آن دینار هم ذکر شده است؛ مخیر. بعد از آنها جنینی که روح آمده به آنها شامل میشود، مثل آن صحیحه که میگوید: لان امها قتلته، امّ دیه نمیبرد. صریح بود که این جنین تام بود با وجود وصیف بود. بدان جهت گفتیم این روایات مبتلا به معارض است. معتبره ظریف دلالت میکند دیه، دیه دینار است،100دینار دیه جنین است اگر تمام شده ولکن روح نیامده است100دینار است، اگر تمام نشده است را هم دیهاش را بیان کردیم که20 دینار است، علقه شد40 دینار، مضغه شد60 دینار، استخوان شد80 دینار، لحم آمده پوشاند استخوان را100دینار، آن جنین تمام میشود. و هکذا غیر معتبره ظریف تعیین کرد. بدان جهت محقق در شرایع میگوید که و المشهور الی الآخر یعنی مشهور علما وصیف را ملتزم نشدهاند، آن امه و عبد را که قیمتش50 دینار یا کمتر و زیاد. گفتم دیه همان دیه دینار و درهم است. بعد میگوید که این دیه مال نطفه است و علقه است و مضغه است؛ این را بدانید این مضغه که میگوئیم60 دینار مادامی که استخوان پیدا نشده است در او، و هکذا میگوئیم 80 دینار مادامی که لحم نپوشانده است، این متعرض خواهیم شد. محقق (قدس الله سره) میگوید: و یترتب علی هذه، از این علقه و مضغه را که میگوید و هکذا آن عظم را میگوید در ما نحن فیه، میگوید به اینها مترتب میشود به امور ثلاثه. یکی از آن امور ثبوت الدیه است. دیه ثابت میشود. وقتی که جنین اسقاط شد، باید دیه داده بشود به اینها 3 امر مترتب میشود، یکی دیه، یکی انقضای عدّه، وقتی که زن حامله بود به لگد شوهرش یا کس دیگر زد، این حملش را انداخت علقه بودع عدهاش تمام شد، شوهرش طلاق داده بود یا عدّه وفات داشت، در ما نحن فیه عدّه وفاتش که ابعدالاجلین است تمام شد؛ چون که وضع حمل ابعد الاجلین بود، مترتب میشود به انقضاء العدّه. چرا انقضاء عدّه مترتب میشود؟ برای آنکه لسان ادله است در مطلقه که طلاق داده شده است، 2 تا لسان هست در روایات: یکی این است:
اذا وضعت حملها بانت، زن که طلاق گرفته طلاق رجعی است، هنوز در زوجیت باقی است قیمومت حاصل نشده است. اذا وضعت حملها فقد بانت، صحیحه اسماعیلبن جابر است، در باب نهم از ابواب عدد، که در جلد شانزده وسائلهای بیست جلدی است، آنجا دارد: اذا وضعت حملها فقد بانت. ممکن است زن دو قلو بزاید، آن وقتی که آن اولی را زایید بعد از او دومی را میزاید، با فاصله میزاید، وقتی که اولی را زایید درست است در ما نحن فیه آن ولدی را که زاییده است آن ولد، ولد حساب میشود. ولکن عدّه که نمیتواند تجویز کند، هنوز در عدّه است؛ حتی آنکه دومی را بزاید، دومی را بزاید آن وقتی تمام میشود، عدّه شروع میشود، یعنی میتواند در ما نحن فیه بعد از اینکه دومی را زایید آن سه حیض گذشت میتواند تجویز کند حیض سومی آمد. یکی اذا وضعت حملها. این وضع صدق نمیکند در موارد سقط جنین؛ وضعت نیست، وضعت معنایش این است که زایید، بچه را گذاشت خارج.
یکی هم در لسان روایات این است که اذا اضغت ما فی بطنها، ما بطنش را القا کرد، در باب یازده از ابواب العدد، جلد شانزدهم بیست جلدی است، حدیث اول است، محمدبن یعقوب عن حمیدبن زیاد عن ابن سماعه عن الحسینبن هاشم، ظاهراً حسینبن ابی هاشم است، این نسخه غلط است. آنکه معروف است در این طبقه حسینبن ابی هاشم است، ظاهراً ولکن فرقی نمیکند چون و محمدبن زیاد عن الحسینبن هاشم و محمدبن زیاد، این محمدبن زیاد ابن ابی عمیر است، ابن ابی عمیر اسمش محمد است و پدرش هم زیاد بوده است که به ابن ابی عمیر تعبیر میکنند، و محمدبن زیاد عن عبدالرحمنبن حجاج عن ابی الحسن×، این روایت من حیث سند صحیح است و این محمدبن زیاد کما ذکر ابن ابی عمیر است. قال سألته عن الحبلا، زنی که حامله است، سائل فرض کرده است که حامله است. سألته عن الحبلا اذا طلقها زوجها فوضعت سقطاً تمّ أو لم یتمّ، سقطش تمام شده است جنین با روح آمده بود یا نیامده بود، أو وضعته مضغتاً، سائل سوال میکند، قال کل شیء یستبین عنه حملٌ، زن هر چیزی را بیندازد معلوم بشود که این حمل بوده است، یک وقت این است که یک تکه خون سیاه میاندازد، او چیزی علقه نمیشود، علقه خون تازه است. اگر خون تازه انداخت بعد از جماع مدتی گذشت، روزهایی گذشت، این خون تازه انداخت کمرش زد این را از شوهرش یا کس دیگر این را انداخت، یستبین عنه حمل تمّ أو لم یتمّ فقط انقضت عدتها و ان کان مضغتاً، ولو مضغه بشود. این قواعد را به شما گفتهام.
علقه چهطور؟ علقه قبل از است، این عموم میگیرد، چون که میگوید: کل شیء یستبین عنه حملٌ، آن در سوال سائل بود. مضغه فرض کرده بود. امام عام گفت، آن عموم را هم تعمیم داد گفت: ولو آنکه تو میگویی مضغه باشد. حصر نکرد، ملاک عام است. یستبین عنّه حملٌ، بدان جهت احدی از فقها در این که عدّه منقضی میشود به سقط مضغه و علقه یا عظم یا کسونا، شبههای نکرده است سرّش این است که عموم است. واما در صورتی که امر سومی، انقضاء العده، انقضاء العده، گفتیم مترتب بر اینها میشود، عدّه منقضی میشود و گفتیم دیه است، دیهاش هم گفتیم. یکی هم این است که امّ ولد میشود. اگر شخصی حرّی امهای را خرید و آن امه را وطی کرد و امه حامله شد از آن مولائی که خریده است. آن امه را امّ ولد میگویند. این امّ ولد شدنش ولو ظاهر این لفظ این است که آن حمل را بزاید یا دختر یا پسر ولو، چون که هر دوتا را شامل میشود، وقتی که زایید آن میشود امّ ولد آن وقت وطی میآید. ولکن روایاتی که در باب بیع امّ ولد، عدم جواز بیع امّ ولد و در کلمات فقها وارد شده است، مراد این نیست، امّ ولد به آن کسی میگویند که حمل داشته باشد از مولایش، حمل داشته باشد. ولو آن حمل نتیجه نداشته باشد، یعنی یکی از کمرش زد قبل از این که ولوج روح بشود افتاد. بدان جهت امّ ولد میشود. احکام امّ ولد وقتی که معلوم شد این حمل بود، مثل اینکه علقه بود یا مضغه بود، امّ ولد میشود.
بعد محقق در عبارتش دارد: این ام ولد شدنش چه فایدهای دارد، چون وقتی که سقط کرد، دیگر از آن امّ ولد پسر داشته، پسرش6 ساله شد، 10 ساله شد مردع وقتی که مرد از امّ ولد بودن خارج میشود. امّ ولد مادامی که امّ ولد است. وقتی که ولد بود دیگر از امّ ولد خارج میشود، اینجا امّ ولد بودنش در حال حمل چه فایدهای دارد این الان سقط شد تمام شد امّ ولد بودن، محقق جواب میدهد، میگوید نه، آثاری دارد، اگر مولا این را فروخته بود به خیال اینکه حامله نیست، بعد زد او را یا جانی دیگر این القا کرد، وقتی که القا کرد دیدند این علقه است خون تازه است، کشف میشود که آن فروختن باطل است چون امّ ولد بود، در زمان فروش امّ ولد بود، او باطل میشود. به این جهت محقق در شرایع میگوید: ولو لم یتمّ خلقه ففی دیته قولان احدهما غرّةٌ، همان وصیف، و ذکره فی المبسوط و فی موضعٍ آخر این دیه را، فی موضع الآخر من الخلاف و فی کتاب الاخبار. در تهذیب و استبصار شیخ گفته است. و الآخر و هو الاشهر توضیح الدیة علی مراتب النقل، درهم و دینار که گفتیم، او به مراتب توضیح میشود که عبارت از نطفه یک مقدار دیه دارد، علقه یکطور، مضغه یک طور، اینها همینطور است و یکی نیستند.
این عبارت را معنا میکردم: و یتعلق به کل واحد من هذه الامور، این امور که عبارت است از این که ولوج روح نشده است، قبل از ولوج روح است. علقه است، مضغه است، یا کسون العظام شده است، ویتعلق بکل واحدة من هذه امور ثلاثه وجوب الدیه و انقضا عدّه و سیرورة امة امّ ولدٍ ولو قیل مالفایده و تخرج بموت الولد؟ امّ ولد خارج میشود به موت ولد، این سقط شده است هنوز ولد نشده بود. و هی تخرج بموت الولد عن حکم مستولده قلنا الفایده التسلط علی ابطال تصرفات السابقه، بعد از اینکه معلوم شد این است، التی یمنع منبن ، یعنی امّ ولد بودن از آن تصرفات منع میکند، معلوم میشود حامله بوده است. این نطفه ماند، این علقه، مضغه اینها گفتیم امور ثلاثه متعلق میشود، اما میگوید: نطفه که نطفه همان منی است که میرود به رحم؛ آن وقتی به رحم رفت آن نطفه او یواش یواش خون میشود، یک دفعه شب منی بود آن وقتی که جماع کرد، صبح همهاش خون شود این نمیشود. این قطره قطره منی سفید خون تازه میشود، آن قطرههایش خون تازه است. این میگوید: کسی اگر این منی را اسقاط کرد، هنوز علقه شده است بلکه به قول صاحب جواهر این ولو مطلق است کلام شیخ الطائفه، چون که شیخ الطائفه فرموده است، اگر نطفه را انداخت زنی که دخول شده بود، عدهاش تمام میشود. چهطور مضغه را سقط کند، علقه را سقط کند عدّه تمام میشود. این نطفه را بیندازد تمام میشود. ایشان میفرماید: و اما النطفه فلا یتعلقها الی الدیهع یعنی انقضای عدّه مترتب نمیشود، امّ ولد به مجرد دخول امّ ولد نمیشود، فقط دیه دارد که اگر انداخت دیه متعلق میشود. و هو عشرون دیناراً بعد القائها، بعد از اینکه این منی را انداخت نطفه را، فی الرحم دوباره وقتی که برگرداند 20 دینار دیهاش است.
و قال انه کثیر بذلک فی حکم مستولده، به مجرد این معنا امّ ولد میشود، امّ ولد شد عدهاش تمام میشود، محقق میگوید: و هو بعیدٌ، اگر در آن نطفه قطرات خون تکوین بشود، ولو همهاش خون نشده است ولکن خون تازه است قطرات، آن فرقی نمیکند آن امام× که فرمود: کل شیء یستبین انّه حملٌ تمّ أو لم یتمّ فقد انقضة عدّتها، اگر ملتزم بشویم در این صورت عدّه منقضی میشود اشکال ندارد. واما بدون اینکه خونی در آن نطفه منعقد بشود یا قطع نظر از اینکه بیندازد هنوز یک ساعت است جماع کرده است به یک ساعت این امّ ولد شد که اطلاق کلام شیخ را محقق اینطور گرفته است کأنّ که میگوید و هو بعیدٌ، نه شیخ هم این را نمیگوید. کلام در آن است که القا شده است در خارج، در او اگر نطفه است هنوز مبدل به خون نشده همهاش، اما اگر خون پیدا بشود یستبین میگیرد، عدّه تمام میشود و هکذا مقدار دیهاش را هم خواهیم گفت.
شیخ (قدس الله نفسه الشریف) در نهایه یک عبارتی دارد؛ بعد از اینکه مراتب جنین را بیان کرده است و دیه آنها مختلف است، دیه نطفه با دیه علقه با دیه مضغه مختلف است. بعد از این یک عبارتی گفته است، آن عبارتی که گفته است شیخ این است، قال بعض الاصحاب، بعض الاصحاب شیخ است در نهایه، ما فی ما بین کلّ مرتبةٍ بحساب ذلک، بعد از اینکه دیه جنین را گفته، گفته است مابین هر مرتبه مثل اینکه نطفه را انداخته است، نطفه را گذشته، خون پیدا شده است در او، ولکن به علقه نرسیده است یا علقه که دم تازه است انداخته است، در آن دم تازه خیطههای گوشت است، گوشت نشده است. علقه را گذشته، به مضغه نرسیده است. میگوید: مابین این مراتب به حساب آن مرتبه دیه است. مابین این مراتب که گذشته مرتبه سابقه را به مرتبه لاحقه نرسیده، مابین اینها به حساب این مرتبهها دیه است. این چیست؟ اختلاف کیفیتش را بیان نکرده است. بعد اختلاف شده است که مراد شیخ چیست در این عبارت؟ یکی از کسانی که متعرض شده است به بیان شیخ که شیخ مرادش چیست، ابن ادریس است، ابن ادریس مراتب را اینطور بیان کرده است:
گفته: مرتبه اول همان نطفه است، آن نطفه مدتش20 روز است آن مرتبه، بعد او را که گذشت20 روز آن دیهاش هم20 دینار است، بعد وقتی که او را گذشت روز به روز حساب میشود، هر روز یک دینار از آن 20 یک دینار اضافه میشود، اول20 دینار بود وقتی که نطفه را انداخت بعد که سقط میشود آن20 روز را گذشته، هر چقدر گذشته است، هر روزی یک دینار اضافه میشود به 20 دینار اگر80 دینار زیاد شد دیه جنین تام میشود. اگر40 روز اضافه شد، 20 دینار با 40دینار اضافه میشود میشود 60 دینار دیهاش 60دینار میشود، 80 روز اضافه شد، دیه کامل است، 70روز شد دیهاش میشود90 دینار. اینطور بیان کرده مرتبه نطفه را20 روز حساب کرده، بعد از20 روز مرتبه لاحقه شروع میشود و تقسیم و ما بین کل مرتبة دیه است بحساب ذلک او را اینطور معنا کرده که هر روز یک دینار زیاد میشود که20 روز تا برسد عظم بشود به 20روز اضافه بشود دیهاش100 دینار میشود. این را ایشان اینطور فرموده است.
بدان جهت که محقق میگوید، چون که عبارتش تعقیب دارد میخوانم: کلام شیخ است: قال بعض الاصحاب و فی ما بین کل مرتبه بحساب ذلک و فصرح واحدٌ، این ابن ادریس کلام شیخ را تصریح کرده است بأن نطفه تمکث عشرین یوماً، ثمّ تسیر علقةً، از نطفه بودن خارج میشود وکذا مابین العلقه و المضغه، آن20 روزی که گذشت40روز گذشت، علقه نیست مضغه است. فیکون لکل یومٍ دینار، برای هر روز اضافه که میگذرد، یک دینار میشود، 20مال نطفه بود، 80هم به او اضافه شد میشود 100دینار. محقق2 تا اشکال میکند، میگوید: اولاً تو تهدید کردی که مدت نطفه20 روز است، این دلیلش کجاست؟ 20 روز نطفه است؛ میگوید علاوه بر اینکه دلیل ندارد دلیل بر خلاف دارد و دیگری این است که زیاد میشود، هر روز یک دینار زیاد میشود، این دلیلش چیست؟ بلکه طور دیگر زیاد میشود. طور دیگر هم منصوص است، طور دیگرش این است که وقتی آن مرتبه را گذشت برای هر روز 2 دینار اضافه میشود، هم در علقه هم در مضغه، تا این که حدّ مضغه برسد، وقتی که به حدّ مضغه رسید 60 دینار شد، زیاد نمیشود. همان60دینار میشود. آن60دینار هم اگر مضغه در او استخوان پیدا شد، آن هم همینطور است 2 دینار اضافه میشود تا80 دینار. بدان جهت میگوید: نحن نطالب به صحت ما ادعاه اولاً؛ ادعای اول مدت نطفه 20 روز است، ثم نطالبه بدلالت الی تفسیرٍ، تفسیری که کرد مراد شیخ را آن دلیلش چیست؟
میگوید: الی انّ المروی، نطفه20 روز نیست، فی المکث بین النطفه و العلقه اربعون یوماً، اربعون یوم نطفه است. بعد از اربعون یوم علقه میشود. الی انّ المروی فالوقت بین النطفة و العلقه اربعون یوماً، و کذا بین العلقة و المضغه روا ذلک، اینجا میماند برای اینکه این مسئله، مسئله مهم است این دیه جنین مسئله مشکلی است، انشاءالله موفق میشوم که توضیح دهم که در ما نحن فیه تقسیط چهطور است، چهطور تقسیط میشود و اگر کسی آن تقسیط را قبول نکرد نوبت، نوبت تصالح است. اینکه ابن ادریس گفته به حسب ادله تمام نیست؛ آنکه ما میگوییم اگر او تمام نشود مثل این محقق اشکال در نظرش پیدا بشود، میگوید: الی انّ المروی فی المکث بین النطفة و علقه اربعون یوماً و کذا بین العلقة و المضغه روا ذلک و ابن المصیت و عن علیبن الحسین امام زین العابدین× و محمدبن مسلم عن ابی جعفر× و ابو جلیل قمی عن موسیبن جعفر×، اینها هم خواندیم انشاءالله.
و اما العشرون که عشرون 20 روز است نطفه که ابن ادریس تفسیر کرد فلم اقف بها، من به او نرسیدهام الی روایتٍ، ولو سلم مکث الذی ذکر، 20 روز را قبول کردیم، من عین لنا انّ التفاوت، این اشکال دوم من عین لنا انّ تفاوت الدیه مقسوم الایام، هر روز یک دینار اضافه میشود، این دلیلش چیست؟ بدان جهت میگوید: غایته الاحتمال، احتمالش اینطور بشود، این دلیل نمیشود. و لیس کل محتملٍ واقعه مع انّه یحتمل یکون اشار بذلک، شیخ که اشاره کرده است الی ما رواه یونس شیبانی، عن الصادق×، و انّ لکل قتلت تظهر فی النطفه دینارین، 2تا دینار است و کذا کلما سار فی علقة شبه العرق، مثل عروق انسان پیدا میشود من اللحم ازداد دیناران، و هذه الاخبار، و ان توقفت فیها، من محقق در اینها توقف کردم. لاضطراب نقل أو لضعف ناقل، یا نقل خودش مضطرب است، یعنی معارض دارد، و کذا اتوقف عن التفسیر الذی مرّه، هم در مراتب چه قدر است مدتش توقف میکنم، هم در زیاده مابین کل مرتبةٍ، تفسیر میکند و عن التفسیر الذی مرّه بخیال ذلک القائل، که آن ابن ادریس است. آن وقت توقف میکنم مصالحه میشود. باید مصالحه کنند. حاکم شرع مجبور به مصالحه میکند.
ما بحث بعد از تعطیلی انشاءالله موفق شدم این را بحث خواهم کرد مسئله باید منقح بشود. اینجا جای که توقف است که محقق میگوید، یا آن است که ابن ادریس میگوید، یا این است که محقق فرمود. یا نه، آنکه محقق فرمود مراد ابن ادریس هم همینطور است. کلام ابن ادریس را نقل میکنم، انشاالله.
والحمد الله رب العالمین.