درس نود و ششم دیات
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
این مسئله دیه جنین از مسائل مشکله باب دیات است و اشکالش به دلیل اضطراب در ادله است و کما اینکه بیان کردیم ما در دو جهت بحث میکنیم؛ جهت اولا تعیین دیه جنین است، آن جنین حالاتی دارد. تارةً او جنین علقه میشود و ٱخری مضغه میشود و ثالثتاً استخوان میشود، که از لحم مبدل به استخوان شده است و ٱخری این استخوان مجرد است، مکسوب به لحم نیست، و ٱخری مکسوب به لحم است و یکی هم این جنین تارةً جنین ذکر است و جنین انثی است.
این کلام در اینکه جنین در این حالات دیهاش معین به چه مقدار است در شرع، این بحث در این است. یک بحثی در این است که جنینی که مثلاً علقه است،40 روز علقه است؛ وقتی که این از آن نطفه به علقه رسید، 40 روز علقه میماند. در این 40روز همین 40دینار است، یا فرق دارد؟ یک وقت این است که اینکه ساقط شده است، تازه علقه شده بود یکی از علقه شدنش گذشته است، این مرحله دوم است. مرحله دوم افضل از مرحله اول است. در مسئله دوم یک قول ابن ادریس است گفته است، وقتی که نطفه20روز در رحم مادر ماند، فاسد نشد دیهاش 20دینار است، بعد از گذشتن آن 20روز هر روز یک دینار اضافه میشود تا 100 دینار تمام بشود. یک ملاک را گفته است و بعضیها مثل محقق و دیگران گفتهاند این ملاک شاهدی ندارد و دلیلی ندارد اینطور تهدید.
چیز دیگری گفته شده است که بحث خواهیم کرد ما این مرحله ثانیه را گذاشتیم به بعد فعلا در مرحله اولا بحث داریم در مرحله اولا یک روایاتی داشتیم که قول مشهور است، منصوب الی الصحاب است ذلّ الاصحاب و کل الاصحاب الی الشزّ منهم، ملتزم هستند به او براینکه این جنین حالت نطفهای دارد، حالت علقهای دارد، حالت مضغهای دارد، حالت استخوانی دارد، حالت تکمیل جنین است که این استخوان گوشت آمده، پوست آمده، چشم و گوش و… آمده هنوز ولوج روح نشده است. در این 5 نطفه، علقه، مضغه، لحم، و کسون العظام لحما، دیهاش جنینی باشد که این 5 مرحله در او تمام شده هنوز روح دمیده نشده است، دیهاش100 دینار است و این را هم خواهیم گفت که مشهور گفتهاند فرقی مابین جنین دختر و پسر ندارد، این100دینار است. این وقتی که100دینار شد تقسیط آن چهطور است؟
امام× در معتبره ظریف که مؤید بود به روایت دیگر، فرمود: 20دینارش مال نطفه است مادامی که نطفه است. بر20دینار دیگر که به او میآید مال علقه بودن است، علقه بودن 40دینار میشود. آن موسم علقه بودن هم تمام میشود مضغه بشود، 60دینار میشود. استخوان مجرد بشود که لحم استخوان شده است 80دینار میشود. این استخوان لحم پیدا کرده است 100دینار میشود، تمام شده است. روح اگر آمد میشود خلق آخر میشود نفس؛ دیهاش عبارت است همان 1000درهم در مرد 500درهم است در زن که زن ضعف دیه مرد است. این روایات اینطور بود. ولکن در مقابل این روایات دو قسم از روایات است یک روایاتی است که میگوید: نه، آن علقه که شد، یا مضغه شد، آن دیه علقه و مضغه عبارت است غرّه است، یعنی عبد است یا امه است. مضغه و علقه؛ بعضی روایات این است که نه اصلاً دیه جنین غرّه است، یعنی عبد است و امه. این یک قسمت روایات است.
یک قسم از روایات این است که دیه جنین یا40دینار است، یا عبد و امه است که مخیر است مابین 40دینار و مخیر به امه. شما میدانید که40 دینار بعضی روایاتش این است که اگر جنین روح هم داشته باشد عبد و امه است، روح هم داشته باشد غرّه است، یعنی عبد و امه فرقی نمیکند، در این صورت شما میبینید بر اینکه پیش دیه مسلم عبارت از10000هزار درهم است با این غرّه که عبد و امه است سازگار نیست؛ چرا؟ چون که در طایفه دیگر روایات گفتهاند که قیمت کردهاند غرّه را به40 دینار بدهد. این روایتی را که میگویند اگر جنین را کشت خطائاً کشت، حتی آن جنین که روح دارد، غرّه بدهد یعنی چه؟ عبدی است که قیمتش 40 دینار است. مسلمان 1000 مثقال طلا، 10000درهم دیهاش است، چون روح دمیده شده است. بدان جهت این دو جهتی که گفتیم گفته شده است در مسئله، آن مطلب اول که صاف میگفتیم دیه عبارت از همان 100دینار است و گفتیم همین نحو گفتیم؛ با این 2قسم از این روایات چه کار بکنیم. صاحب وسائل (قدس الله و نفسه الشریف) اخباری است، اینها مادامی که متمکن هستند اخبار را رها نمیکنند، اخبار را اخذ به آنها میکنند، عمل میکنند، بدان جهت ایشان در این باب عنوان و اینطور ذکر کرده است، فرموده است: باب من ضرب حاملاً فترحة علقة أو مضغةً اجزعه غرّةً، که عبداً أو امةً بقیمت الدیه، گفته است معنایش این است لازم نیست آن حاملهای را که علقه است زده است علقه یا مضغه انداخته است، حمل کرده است به علقه و مضغه فقط نه اینکه تام بوده، علقه و مضغه بوده، این اجزعه غرّةً، غرّه یعنی عبد و امه کافی است، به قیمت دیه. یعنی این را حمل کردن به قیمت دیه که شخصی که جانی است عوض اینکه 40دینار بدهد عبد و امه بدهد به این قیمت. این با وجود اینکه در روایات دیه تعیین میشود، امام میفرماید: روایت، روایت معتبره علیه غرّه وصیفٍ عبداً أو امة ً أو اربعین، ادل قرار میدهد به او. این معنایش این است که جانی مخیّر است، جانی میتواند هر کدام از اینها را بدهد، با وجود اینکه اینها درست در نمیآید. خودش هم حمل کرده به علقه و مضغه. آن روایات علقه و مضغه نیست. میخوانم میبینید که آن روایات به خصوص علقه و مضغه حمل کرد، ولو شیخ (قدس الله نفسه الشریف) در کتاب تهذیب و الاستبصار و در کتاب مبسوط این روایات غرّه را حمل کرده است به آنجایی که آن جنینی که میافتد علقه و مضغه بوده باشد، حمل به او کرده است. شیخ هم حمل کرده ولکن این حمل درست نیست. میخوانم میبینید.
این روایاتی که برای شما میگویم یکی از این روایات این است، در باب20 از ابواب دیات الاعضا، محمدبن الحسن باسناده عن الحسینبن سعید عن ابن محبوب عن علیبن رئاب عن ابی عبیده، روایت من حیث سند صحیحه است، فی امرئة شربت دوائاً و هی حامل لتحته ولدها، تا ولدش را بیندازد، فعلقة ولدها، بالاخره کارش را کرد و بچهاش را انداخت، قال ان کان له عظمٌ قد نبت علیه اللحم، و شقّ له سمع و البصر که جنین تام است، فان علیها دیة مسلمها لابیه، دیه بدهد یعنی معنایش دیه نفس است، یعنی جنین تام است، روح آمده است. قلت وان کان جنین علقة أو مضغة، که تام نباشد، روح نداشته باشد، فانها اربعین دیناراً، أو غرّة تسلمها الی ابیه. چون که مادر کشته است به پدر میرسد. اگر جنینی باشد که علقه مضغه است، آن وقت این برگردن زن که مادر است که انداخته 40دینار است، یا غرّه است که تسلیم به پدر طفل میکند، قلت فهی لا ترث من ولها، از ولدش ارث نمیبرد، قال لا، انه قتلتها، چون خود مادر پسر را کشته است، ارث نمیبرد. شیخ این روایت را قرینه گرفته است، روایات سابقه را حمل کرده است که اربعین درهم، مال جائی است که علقه و مضغه بوده باشد، میدانید علقه و مضغه باهم فرق دارند، علقه 40دینار است، مضغه 60دینار است دیهاش به حکم آن معتبره ظریف. اینطور گفته است. عرض میکنم این کلام شیخ را نمیشود تصدیق کرد چرا؟ چون که در ما نحن فیه روایتی دارد که آن کالصریح است که این جنینی که افتاده است روح دمیده شده بود؛ ببیند روایت ششم در باب20 و باسناد الشیخ عن محمدبن علیبن محبوب عن احمدبن محمد عن الحسنبن محبوب عن ابی ایوب حزار عن ابو ایوب عن ابی عبیدة الحزاء، و الحلبی عن ابی عبدالله×، قال سئل عن رجل قتل امرئة خطائاً، زنی را خطائاً کشته و هی علی رأس ولدها، آن زن بیچاره دم زاییدن بود، علی رأس ولدها تمخض، دم مخاض میانداخت؛ میدانید که زن قبل از اینکه وضع حمل کنند یک خونی میبینند، آن را دم مخاض میگویند، که خودش حکم حیض و نفاس را ندارد دم مخاض است، برای آمدن ولد اخبار است که ولد میآید، و هی علی رأس ولدها و تمخض، در این صورت معنا این است که روح دمیده شده است، فقال خمسة آلاف درهم، آن کسی که این زن را کشته، برگردنش 5 هزار درهم است، 5 هزار درهم دیه مادر است که خطائاً کشته است؛ نصف دیه نفس مرد است و دیة الذی فی بطنها وصیفٌ أو وصیفةٌ أو اربعین دیناراً؛ دیه این هم40دینار است. نمیشود این روایت را حمل کرد به آنجایی که مضغه و علقه باشد، تمخض است، معنایش این است که رأس ولدها، کالصریح در این معنا است که در ما نحن فیه این میزائید روح دمیده شده بود، ایشان این را فرموده است. فقط به بعضی از سنیها نسبت دادهاند به طایفهای که آنها ملتزم شدهاند دیه نفس در این موارد همان وصیف و غرّه است. و الا کسی از شیعه پیدا بشود ملتزم بشود این معنا غیر از عمانی کس دیگر پیدا نشده است، ایشان گفته است: اگر ولد هم تام بوده باشد روح هم دمیده باشد وصیف بدهد کافی است؛ ولکن این قابل تصدیق نیست، حتی شیخ این روایت را حمل کرده است که آنجایی که مضغه باشد. این یک اشکال است که علقه و مضغه نمیشود 40دینار بشود و این روایات را نمیشود حمل کرد به آن جایی که علقه و مضغه باشد. این یک اشکال است.
اشکال دوم این است که خود غرّه ملاک تام ندارد، غرّه وقتی که به معنای عبد و امه شد، ولو کسی بگوید غرّه خودش هم مراحق باشد عبد و امه بزرگ نباشد، تازه میخواهد برسد، که قیمتش سبک است؛ در روایتی که آن روایت مال عبیدبن زراره است روایت هفتم است در این باب20، و باسناده عن الحسینبن سعید عن ابن ابی عمیر عن جمیلبن دراج عن عبیدبن زراره، قال قلت لابی عبدالله× الغرّ قد تکون به مائة دینار، غرّه بعضاً 100دینار میشود، و تکون بعشرة دینار، فقال به خمسین، روایت صحیحه است، امام فرمود: غرّهای را بده که50 دینار باشد، 50دینار نه دیه علقه استع نه دیه مضغه است. ما بین علقه و مابین مضغه آن دیهاش اگر حساب کردیم که گذشته است هر روز یک دینار حساب کردیم یا نحو دیگری حساب کردیم این مابین میشود، دیه علقه و مضغه نمیشود خمسین. باز بدان جهت در آن موثقه اسحاقبن عمار که روایت هشتم در این باب 20 است، و عنه، یعنی شیخ باسناده عن الحسینبن سعید عن ابن محبوب عن اسحاقبن عمار عن ابی عبدالله×، قال ان الغرّة تزید و تنقض و لکن قیمتا اربعون دینار، قیمتش باید اربعون دینار باشد. اگر مضغه هم باشد 40دینار باشد، یا نفس هم داشته باشد 40دینار باشد، این هم اختلاف در آن غرّه که قیمت مستقیمه ندارد، مختلف میشود آن هم یک اشکال دیگر است که به این روایات نمیشود عمل کرد.
بدان جهت جماعتی گفتهاند خوب است این علم به حال این روایت را به اهلش برگردانید. بعضیها احتمال دادند یکی از آنها صاحب وسائل است که این غرّه در زمان جاهلیت، دیه بود. بدان جهت این روایات حمل میشود بر اینکه کسی زمان جاهلیت دیهای را که قبول کرد، آن دیهاش همین غرّه میشود. آن کسی که گفت نه من دیه اسلام را میخواهم با دیه جاهلیت کار ندارم، مسلمان است مسلمان شده والا کافر بشود کافر دیهاش چیز دیگر است. نه مسلمان است، ولکن باز تعصب آن سابق جماعت جاهلیتی دارد، در بعضی امور باقی مانده است، همان دیه را که داشتیم، همان را بده. آن حمل کرده به اینجا که این دیه نحو اربعون و غرّه در شریعت اسلام نص شده است؛ بدان جهت عبارت صاحب وسائل را میخوانم: اقول و تقدم ما یدلّ علی ان الدیه علقه اربعون دیناراً و دیة المضغة ستون و ما بینهما خمسون، خمسون میشود منتها مابین اگر با ضابطه درست بیاید، و بعض هذه الاحادیث یحتمل النسخ، محتمل است که اینها نسخ شده باشد. یعنی در شریعت اسلامیه، در زمان سابق مانده از زمان جاهلیت مانده، امام هم میگوید وقتی که حاضر است آن دیه را بگیرد تو هم همان را بده. این اگر بوده باشد مطلب مشکل میشود خودش حاضر است، مجنی علیه، آنکه جنایت به او وارد شده است یا آنکه وارث جنین است اولیای جنین حاضر میشوند که همان آنکه در روایات وارد شده است غرّه را بگیرند، بگیرند، منتهی اگر کسی بخواهد آن دیه شرعی را که شارع مقرر کرده است و مستحق است اولیای جنین مطالبه کنند اگر او را مطالبه کردند آن اولی است که گفت در صحیحه ظریف و الا فلا؛ این نسبت به این جهت.
نتیجه عبارت از این است که این روایات از متشابهات هستند، با آنکه در روایات صحیحه ذکر شده است مفتا به عند العلما هست، من قدیم زمان و موافقت با عامه ندارد همان روایاتی بود که سابقاً خواندیم به آنها عمل میشود. منتهی مقدس اردبیلی (قدس الله سره) در مقام کلامی دارد، کلامش این است: این که در روایات امام× فرمود: این جنین نطفه است و علقه است و مضغه است و عظم است و کسون العظام لحم است و بعد روح میآید که 6 اجزا میشود، که در آن ششمی انسان تام میشود و دیهاش دیه نفس است، ما تا حال اینطور میگفتیم، تا مادام که دیه نفس نشده است مرد و زن سوا است؛ یعنی جنین مذکر با جنین مونث سوا است100 دینار است فرقی ندارد؛ ایشان فرموده اشکال دارد، مقتضای آنکه دیه انثی نصف دیه ذکر است مقتضایش این است که نه، دیه جنین زن50 دینار بوده باشد، چون که او انثی است، ایشان فرمود: در روایتی که آن روایت، روایت معتبره بود و او را گفتیم صحیحه که به امام رضا× خوانده شده بود کتاب دیات علیبن ابیطالب× در آنجا یک جملهای هست فرموده این جمله هم شاهد بر این است که زن با مرد در آن دیه جنین هم فرق دارد، روایت در باب19 بود از دیات الاعضا، روایت اول است، آن این است در ذیل روایت اول این بود که و قضا علیٌّ×، مولانا علیبن ابیطالب حکم کرد: فی دیة جراح الجنین، جراحتهای جنین، دست جنین را بریده است، من حساب المائه، چون که تمام جنین میشود 100 دینار، دستش را برید 50دینار میشود چون که هر چیزی که در جسد2 تاست در هر کدام نصف است، وقضا فی دیة الجراح الجنین من حساب المائه، علی ما یکون من جراح ذکر و الانثی، حساب میشود که دیه جراحت ذکر و انثی چقدر میشود؟ یعنی معنایش این است که ذکر و انثی باهم فرق دارد ملاحظه میشود؛ یعنی در آن زن ملاحظه میشود نصف مائه و آن وقت دست جنین 25 دینار میشود، اینجا مرد 50 دینار میشود. و قضا فی دیة الجراح الجنین من حساب المائه علی ما یکون من جراح ذکر و الانثی و رجل و المرئه کاملتاً، اینطور حساب میشود. جراح ذکر و انثی چه قدر میشود؟ رجل و مرئه کاملتاً چه قدر میشود؟ که هر دو دستش را یا همهاش را سرش را ببرند.
بدان جهت این را فرمود ولکن ما نفهمیدیم از کجا در آمد، وقتی که زن و مرد مساوی شد دیهشان 100 دینار شد، جراحت وارد شد پس همان 100دینار حساب میشود. زن باشد یا مرد بوده باشد؛ زن باشد یا مرد بوده باشد اگر دو دستش را قطع کردند میشود 100دینار، یکی هم قطع کردند50 دینار. در این صورت یک گوشش را بریدند میشود50دینار، هر دو تا را بریدند میشود100دینار، فرقی نمیکند مابین زن و مرد. ندارد که زن با مرد فرق پیدا میکند در دیه آن جنین، میگوید: و قضا فی دیة جراح الجنین من حساب المائه، از مائه باید حساب بشود، علی ما یکون من جراح ذکر و انثی، جراح ذکر و انثی چه قدر میشود. جراح ذکر و انثی نصف میشود. یک دست باشد دو دست باشد، همهاش میشود. ایشان فرموده است این وجهش معلوم نشد، بلکه در این روایت دلیل هست که این تساوی است در دیه، دیه نفس تا مادامی که به دیه نفس نرسیده است، دیهها مساوی است؛ آنجا در اول خود این روایت صحیحه دارد: فاذا نشع فیه خلقٌ آخر و هو الروح و هو حینئذٍ نفسٌ، در این صورت نفس است، بالف دینار کامله ان کان ذکراً، دیهاش 1000 دینار کامل میشود اگر مذکر باشد. معلق کرد 1000 دینار را بعد از اینکه روح دمیده شد بر اینکه مذکر باشد و ان کان انثی فخمس مائة دینار، اگر نه انثی بود، نصف مرد است، که اگر خلقٌ آخر شد.
امام× دیه جنین را در آن ستت اجزا که قبلش 5 جز است، دیه جنین حساب میشود، آنجا یکسان آورد. معلق کرد فرق مابین ذکر و انثی فاذا نشع فیه خلقٌ آخر، وقتی که در این جنین خلق آخر شد و هو الروح و هو حینئذٍ نفسٌ، و ان کان ذکر و ان کان انثی فخمس مائة دینار. یعنی تا مادامی که روح دمیده نشده، یکسان است. ظاهر این روایت این است. بدان جهت جای شکی نیست، هذا کله در مقام اول که دیه جنین به همان نحو است که مشهور گفتهاند و فرقی بین جنین مرد و زن نیست، مادامی که روح دمیده نشده، آن وقت میافتد کلام ما در مقام ثانی.
وقتی که گفتیم دیه جنین وقتی که مضغه شد60 تا، این مضغه شده است، ولکن عبور کرده است تمکن پیدا کرده است هنوز نرسیده به عظم، ولکن گذشته است. این موقوف است بر اینکه اول بحث میکنیم این حالات تنقل که نطفه میشود، علقه میشود، مضغه میشود، عظم میشود، کسون العظام و لحم میشود، مدت هر کدام چه قدر است. موقوف است این را بحث کنیم. در این هم اتفاقاً خلاف است، اول باید این را صاف کنیم بعد بحث بکنیم اگر صاف توانست بکنیم آن وقت ملاک تنقل که دیه زاید میشود فرق پیدا میکند به مرور زمان چه قدر زاید میشود؟
انشاءالله فی ما بعد.