درس نود و پنجم دیات
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
صاحب الشرایع بعد از اینکه فارغ شد از بیان دیة الاعضا و دیة النفس و دیه الجروح و الشجاج بر شخص انسان، متعرض میشود به اموری، اول آن امور دیة الجنین است.
میدانید جنین دو صورت دارد، آن حملی که در رحم مادر است، تارةً او قبل از ولوج الروح است. هنوز روحی به آن دمیده نشده است و ٱخری بعد از ولوج روح است. در ما نحن فیه بحث میشود اگر این جنین بر او جنایتی وارد شد که آن جنایت قبل از ولوج روح بشود که آن وقت در ما نحن فیه سقط است، کاری کردهاند که مادر سقط کرده است، یا خود مادر کاری کرده است که سقط کرد، اگر جنایتی وارد بشود بر این جنین، کلام در مقدار دیه اوست. و اما بعد از ولوج روح اتفاق است مابین علما و اصحاب ما که بعد از ولوج روح دیه او دیه نفس است. فرقی ندارد مابین کبیر و صغیر، اگر بعد از ولوج روح سقط کرد و او مُرد دیهاش دیه نفس است. بدان جهت صاحب الشرایط متعرض میشود به این دیه.
میفرماید: این دیهای که قبل از ولوج الروح است، آن دیه را تعیین کردهاند در شیء، 20دینار،40 دینار،60دینار،80دینار،100دینار، که آن جنینی که ولوج روح نشده است آن اکثر دیه او100 دینار است؛ وقتی که جنین، جنین تام شد و قبل از ولوج روح بوده باشد، دیه او100دینار است. واما اگر این جنین تمام نشده، 5مرتبه گفتیم، این5مرتبه نطفه است، علقه است، مضغه است، عظم است، یکی هم عظمی است که لحم او را پوشانده است. اعضا و جوارح شق شده است در آن جنینع در آن جسد. اگر انداخت جنین را، آن جنین نطفه بود، دیهاش20دینار است، اگر علقه بود40دینار است، مضغه بود 60 دینار است، عظم شده بود استخوان که به کالبدش تعبیر میکنند بود، او 80 دینار است، وقتی که آن عظم پوشانیده شد به لحم و جلد و شق شد اعضا مثل گوش و بینی و چشم، و امثال اینها، آن وقت 100 دینار میشود قبل از ولوج الروح. منتهی ما در 2مرحله بحث میکنیم. مرحله اولا این است که آیا این نحوی که گفته میشود این امری است مسلم یا اینکه نه به دلیل ثابت است دیه اینطور است، و اگر این دیه مسلم شد و ثابت شد به دلیل، و معارضی پیدا نکرد دلیلش و دیه ثابت به این نحو ثابت شد، این دیه را چهطور تقسیط میکنند؟ وقتی که مثلاً نطفه بودن را گذشته است، ولکن مضغه هنوز اوایلش است، نه وسطش یا آخرش یا اواخرش است، هنوز مدتی طول میکشد تا مبدل بشود این علقه به مضغه؛ این دیه همین 40 دینار شد، هر وقت شد یا آن که نه این تقسیط میشود به حسب ایام و به حسب مدت، این 20دینار، این 40 دینار، این 60دینار، این80دینار، این100دینار تقسیط میشود. این بحث در دو مرحله واقع میشود ما فعلاً در مرحله اول هستیم که اگر این نطفه شد 20 دینار است، علقه شد40دینار است، مضغه شد 60دینار است، عظم شد 80دینار، کسون العظام شد 100دینار. در این مرحله هستیم.
در این مرحله در2جهت بحث خواهیم کرد، یکی این که اینطور که تقسیط شد دیه100دینار به5قسمت تقسیم شد، به5حالت تقسیم شد، که تکون جنین است که تکون ولد است، آیا ملاک در نطفه چیست؟ ملاک در مضغه چیست؟ این جهت ثانیه است، بعد از بیان این دیهها ملاک نطفه چیست؟ ملاک مضغه چیست؟ ملاک علقه چیست؟ عظم که معلوم است استخوان شده است، ملاک جنین کسون عظاماً لحمها شد، آنها معلوم است. چه وقت میگویند هنوز مضغه است، هنوز استخوان نشده است، چه وقت میگویند هنوز جنین تمام نشده است؟ آن استخوان عظم تمام نشده است کسون العظاماً لحما نشده است؟ آنها بعضیهایشان سهل است ولکن بعضیها غیر سهل، در این جهت باید بحث کنیم. مشهور مابین اصحاب ما بلکه ادعای اجماع کردهاند، دعوای تسالم کردهاند، آنکه دیه جنین است عشر دیه نفس است که عبارت از همان 100دینار است و مشهور هم این است که مابین جنین ذکر و جنین انثا فرقی ندارد دیهاش100دینار است.
اگر جنین را انداختهاند که قبل ولوج روح ولکن معلوم است که این دختر است، همان100دینار است. پسر هم بوده باشد 100دینار است، دختر هم باشد 100دینار است. این را از کجا استفاده کردهاند؟ لابد روایات است که از آن روایات استفاده این معنا شده است و در این روایات بحث میشود. اولاً اینطور روایاتی که مدلولش این است، روایات تمام است، ثانیاً معارض دارد یا معارض ندارد، یکی از این روایاتی که تمسک میشود به این حکم و خودش هم معتبر است و دلالت میکند به این معنا، آن معتبره ظریف است که چند تا سند داشت به امام رضا× صحیح بود و بلکه به امام صادق× هم صحیح بود، بدان جهت بعضیها تعبیر به صحیحه کردهاند و بعضیها هم تعبیر کردهاند به او کتاب ظریف؛ آنجا اینطور است، باب 19 از باب دیات الاعضاء روایت یکم است؛ محمدبن یعقوب باسانیده الی کتاب ظریف عن امیرالمومنین×، قال جعل دیة الجنین مائة دینار، آن راوی که نقل میکند آن کتاب را میگوید: مولانا امیرالمومنین فرمود: قرار داد دیه جنین را100دینار. این قبل از ولوج روح است، و جعل منی رجل الی ان یکون جنیناً خمسة اجزا؛ این منی رجل است با منی مرئه کاری نداریم. این منی رجل الی ان یکونعیسیر جنیناً 5 جز قرار داد یعنی 5حال؛ فاذا کان جنیناً قبل ان تلجه الروح مائة دینار، این جنین بشود قبل از اینکه روح به او دمیده بشود، قبل از دمیدن روح جنین تمام شده است، در این صورت دیه این 100دینار است، و ذالک، چرا؟ ان الله عزّوجل خلق الانسان من سلاله، سلاله همان نطفه است که مرحله اول جنین است و این بحث در جهت ثانیه خواهیم گفت که آن ملاک نطف تا چه وقت است و ملاکش چیست؟ آنکه ممیزش است و به او نطفه شناخته میشود چیست؟
خلق الانسان من سلالة، سلاله همان نطفه است و هذا جزء، ثمّ علقتاً فهو جزئان، این دو جز شد. یک جزئش عبارت از نطفه بود جزء دومی علقه شد ثمّ مضغتاً فهو ثلاثة اجزاء، جزء سوم است، ثمّ عظماً فهو اربعة اجزاء، که 80 دینار میشود ثمّ یکسی لحماً و حینئذٍ تمّ جنیناً، وقتی که کسای لحم شد آن جنین میشودع فکملت لخمسة الجزا مائة دینار، مائة دینار برای خمسة اعضا است کامل میشود. فجع لالنطفة خمس المائه، خمس مائه را که با 20 دینار قرار داد، عشرین دیناراً، و للعلقة خمسی المائه، اربع دیناراً دیهاش است، و ل مضغه ثلاثة اخماس المائه که ستین دیناراً میشود، 60 دینار میشود، وللعظم اربعة اخماس المائه ثمانین دینار میشود، فاذا کس اللحمه کانت له مائة ٌ کامله، وقتی که لحم پوشانید این عظام را آن مائه کامله میشود. فاذا نشیء فیه خلقٌ آخر و هو الروح، روح دمیده شد، فهو حینئذٍ نفسٌ، او دیگر نفس حساب میشود. و الف دینارٍ کاملتا، الف دینار کامل که دیهاش است. ان کان ذکراً و ان کان انثی، بعد از تمام شدن، و خمس مائة دینار، دیه زن هم که 500 دینار است، فرق نمیکند جنین وقتی روح آمد مذکر شد دیه مرد است، مونث شد دیه زن است.
وان قتلت امرئة و هی حبلا متمٌ، تطبیق میکند امام×. اگر در ما نحن فیه زنی کشته شد که حامله بود خودش هم متمّ بود، جنینش تمام شده بود، فلم یسقط ولداها، مادر کشته شد ولد ساقط نشد ولد در شکم ماند، ولم یعلم ٱذکر هو ام الانثی، معلوم نشد که ولدی که مرده است اذکر هو أو انثی، و لم یعلم ابعدها مات، بعد از مادر مرد، یعنی مادر جان داد این هم مرد، عن قبلها، وقتی که لگد خورد به شکمش بچه اول مرد، ولکن مرده است و روح دمیده شده بود. فدیته نصفین، دیه این جنین دو نصف است. یعنی 750 دینار، نصف دیه ذکر و نصف دیه انثا. اگر این روایت و روایات دیگر نبود، این حکم خلاف قاعده بود، قاعدهاش این بود که قرعه بیاندازند که آیا این ذکر است دیهاش1000 دینار استع یا انثی است. یا کسی اگر قرعه را منکر شد، آن جانی قطعاً به500دینار مشغول الذمه است، چرا؟ چون ذکر هم باشد انثی هم باشد همین است؛ ولکن منصوص است در این صورت وقتی که معلوم نشد، نصف دیه ذکر و نصف دیه انثی دیهاش میشود که 750 دینار میشود. کلام این است که معلوم نشد. بدان جهت در ما نحن فیه در این دیه فرقی نمیکند، ولم یعلم ذکر هو ام انثی ولم یعلم ابعدها عن قبلها، فدیته نصفین، دیهاش نصفین میشود، نصف دیة الذکر و نصف دیة الانثی میشود. و دیة المرئة کاملةٌ، بعد ذلک. دیه مرئه کامل است چون مادر کشته شده است، دیهاش 500 دینار است، 750 دینار هم دیه جنین است، دیه این اینطور میشود.
یکی از این روایات که دلالت میکند بلکه میشود گفت که روایت عمده در این باب است، این روایتی است که برای شما ذکر کردم. ولکن این مؤید است به روایات دیگری که روایت دیگری ولو آنها من حیث السند قابل مناقشه هستند مثل این حدیثی که در ما نحن فیه ذکر میکنیم در باب 21از ابواب دیه نفس، روایت اول، آنجا دارد محمدبن یعقوب عن علیبن ابراهیم عن محمدبن عیسیبن عبید، نقل میکند عن یونسبن عبدالرحمن أو غیرهی، چون أو غیره دارد سندش اشکال پیدا میکند، عن ابن مسقان، یونس از اجلا است، اما غیرش معلوم نیست. عن ابی عبدالله×، قال دیة الجنین خمسة اجزاء، خمس لالنطفه عشرون دیناراً و لعلقة خمسان اربعون دیناراً و للمضغة ثلاثة اخماس ستون دیناراً و للعظم اربعة اخماس ثمانون دیناراً و اذا تمّ الجنین کانت له مائة دینار و اذا انشع فیه الروح فدیته الف دینار أو عشرة آلاف درهمٍ، ان کان ذکر و ان کان انثی و خمس مائة دینار و ان قتل مرئه و هی حبلا فلم یبرع ذکر کان ولده ام انثی فدیة الولد نصف دیة الذکر و نصف دیة الانثی و دیة المرئة کاملةٌ، یعنی دیه مرئه کامله است. این هم همان روایتی است که مدلولش همان است لااقل مؤید حساب میشود.
و در ما نحن فیه باز روایت دیگری هست، آن روایت دیگر باز روایت سلیمانبن صالح است در باب 19 در ابواب دیات الاعضا، روایت سوم است، و عن محمدبن یحیی، کلینی نقل میکند عن محمدبن یحیی العطار عن محمدبن الحسین خطاب عن محمدبن اسماعیلبن بَزی عن صالحبن عقبه عن سلیمانبن صالح، صالحبن عقبه توثیقی ندارد ثابت نشده است، این صالحبن عقبةبن خالد الاسدی است، آن خالدبن عقبه که به او گفتهاند توثیق است این نیست، این صالحبن عقبة الخالد الاسدی است، که نقل میکند از او محمدبن اسماعیلبن بَزی توثیق ندارد، سلیمانبن صالح هم توثیق ندارد، مؤید میشود عن ابی عبدالله× فی نطفة عشروه دیناراً و فی العلقة اربعون دیناراً و فی المضغة ستون دیناراً و فی العظم ثمانون دیناراً فاذا کس اللحم مائة دینار ثمّ هی دیته حتی یستحل، حتی اینکه استحلال کند یعنی بچه بیرون بیاید و صوت بزند، فاذا الستحل الدیه کالمةٌ، این استحلال احراز حیات است. چون که روایات قبلی هم گفت، معلوم شد روح آمده است ولکن در بطن بوده باشد بیرون هم نیاید دیهاش همینطور نصف دیه مرد نصف دیه زن است. این روایاتی است که در ما نحن فیه بیان شده است. یکی هم از روایاتی که باز دلالت میکند، چون که روایات کثیر است اینطور نیست که این روایات ضعیف هستند اثری ندارد بعضی از آنها لا محال از معصوم صادر شده است. بدان جهت اینها دلیل میشود یکی هم روایت هشتم است که در باب همان19، و عن علیبن ابراهیم عن ابیه عن ابن محبوب عن عبداللهبن قالب عن ابیه عن سعیدبن مصیّب، این عبداللهبن قالب عن ابیه عن سعیدبن مصیّب اینها توثیقشان درست نیست؛ ثابت نشده است. ـ از امام سجاد ـ قال سألت ابالحسن علیبن الحسین× عن رجل ضرب امرئة حاملاً برجله فرحته ما فی بطنها، میّتاً، میت انداخت جنین را، فقال ان کان نطفةً و ان علیه عشرین دینارً، قلت فما حدّ النطفه؟ این را که میخوانم این در بحث ثانی است؛ فقط این معنا بشود که در ذهن سائلین هم ملاک نطفه و ملاک علقه و ملاک مضغه مشوش بود، منقح نبود. سوال کردند، قلت فما حد النطفه، قال هی التی اذا وقعت فی رحم فستقرت فیه اربعین یوماً، 40روز میماند بعد از رحم که آورد، فان فرحته و هو علقه فان علیه اربعین دیناراً، قلت فما حد علقه؟ قال هی التی اذا وقعت فی رحم فستقرت ثمانین یوماً، قال فان ترحته و هو مضغه و ان علیه ستین دیناراً، قلت فما حد المضغه؟ قال هی التی اذا وقعت فی رحم فستقرت فیه معائة عشرین یوماً، قال فان فرحته و هو نسمة مخلقته و هو عظم و لحم مرتب الجوارح یا مزلل الجوارح قد رفخت فیه روح العبد و فی ان علیه دیة کامله، دیه کامل است. یعنی نفس شد. استخوان شد، پوشانیده شد روح آمد100دینار میشود، منتهی اگر روح نیامد یا استخوان نیامد، همینطور قبل از استخوان شدن یا استخوان تنها بود آنها را ذکر نکرده است. بدان جهت در ما نحن فیه این روایات کافی است.
انما الکلام، اشکال در این است که بعضی روایات هست این مسئله من حیث روایات صعب است، بعضی رویاتی هست که در آن دیه را وقتی که جنین تمام شد همان دیه نفس گفته است، و بعضی هم از اصحاب ما از قدما نسبت دادهاند که ایشان ملتزم شده است به اینکه دیه، دیه نفس است. دیه آن وقتی که جنین اینطور شد این دیه، دیه نفس میشود. در مانحن فیه یکی از این روایات را بخوانم، باب20 از ابواب دیات الاعضا، روایت اول، محمدبن الحسن باسناده عن الحسینبن سعید عن ابن محبوب عن علیبن رئاب عن ابی عبیده عن ابی عبدالله×، این مسئله محل ابتلا است زنی که خودش بچهاش را میاندازد، فی امرئة شربت دواءً و هی حامل، زنی که دوایی خورده است و حامل هم بود، لتترک ولدها، تا اینکه ولدش را بیندازد، فعلقت ولدها، ولدش را انداخت، قال ان کان له عظمٌ قد نبت علیه اللحم و شقّ له السمع و البصر فان علیها دیة تسلمها الی ابیه، دیه نفس گویند. میگوید: ان کان له، اگر بر آن ولد عظمی بشود قد نبت علیه اللحم، لحم روییده شده است، وشقّ له السمع و البصر، یعنی اعضا درست شده است، فان علیها، به درستی که بر آن مادر دیة تسلمها الی ابیه، دیه نفس است باید به پدر این ولد بدهد. قال: و ان کان جنیناً، ولو جنین بشود، علقة أو مضفة فان علیها اربعین دیناراً، أو غرة تسلمها الی ابیه، در این صورت اینها معنا خواهم کرد، میبینید در این روایت تعیین کردهاند وقتی که کامل شد، عظم، گوشت و پوست آمد، شقّ اعضا شد دیه نفس است، ولو روح دمیده نشود، قبل از او 20 و 40 دینار است. یا فان علیها اربعین دیناراً أو غرة تسلمها الی ابیه، یا غرهای که باید به پدرش بدهد. غرّه میدانید یا عبد است یا امه است که هنوز به حد بلوغ نرسیده است، مراحق است، نزدیک است که به حد بلوغ برسد. این را باید بدهد. اینها را بحث خواهیم کرد. قلت فهی لا ترث فی ولدها، این را میخواستم متوجه باشید: فهی لا ترث فی ولدها من دیته؟ قال:لا، لانه قتلته، این را معارض شمردهاند، میدانید این معارض نمیتواند بشود چون تعلیل دارد لانها قتلته، پس معلوم میشود روح دمیده شده است.
این روایت حمل میشود به آن صورتی که روح دمیده شده است، چون که امام× در ذیلش فرمود: مادر ارث نمیبردع لانه قتلته، تعبیر به قتل کرد. اگر لانه اتلفته بود، عیب ندارد، میگفتیم قبل از ولوج روح هم اتلاف است، لانه قتلته، قتل کرد معنایش این است که روح آمده بود. بدان جهت اگر ما بودیم و این روایت، چیزی نمیشود اشکالی در مقام نمیآورد.
ـ من لا یقاد له لا یقاد عنه، آن چیزی که برای او قصاص نمیشود آن شخص، برای او هم قصاص نمیشود، شخصی دیوانه است شخصی را کشت، دیوانه که قصاص نمیشود. بدان جهت مسلمان دیوانهای کسی را کشت، دیوانه قصاص نمیشود ولو عمداً متعمداً، دیوانهای را بکشد، دیه میگیرند. من لا یقاد له لا یقاد عنه، آنکه برای آن قصاص از او نمیشود برای او هم قصاص نمیشود، این بچه هم همینطور است، اطلاقش همین است در شرایط قصاص گفتیم، شرط قصاص این است که جانی باید بالغ باشد، برای این که بچه اگر کسی را بکشد قصاص نمیشود، دیه از خودش هم گرفته نمیشود، عن فی الصبی خطائاً تحمله العاقله، عاقله میدهد. بدان جهت در ما نحن فیه کسی صبی را بکشد قصاص نمیشود، بدان جهت در ما نحن فیه این صبی را کشته است این زن قصاص نمیشود. یک چیزی میخواهم بگویم که در این نکته این هست که خود مادر وقتی که قاتل به او صدق کرد، قاتل شد آن دیه نفس باید بدهد، ولکن اگر در ما نحن فیه دیه نفس نشد علقه شد یا مضغه شد، او قصدش همین است که فان علیها اربعین دیناراً أو غرةً تسلمها الی ابیه، غرّه گفتیم عبد یا امهای که مراحق است. در بعضی روایات عطف کردهاند اربعین دیناراً أو غرةً، در بعضی کلمات فقها هم که خود آن شخص که اختیار کرده است این را، گفته است غرّه نصف عشر است، یعنی 50 دینار است. عشر دیه نفس میشود 100دینار، نصف او میشود 50دینار. این حالا بحث خواهیم کرد، الان کلام ما او نیست، کلام ما این بود که این روایت معارض حساب نمیشود. چرا؟ این تعطیل قتلته دارد قتلته اسحاق روح شده است و او قتل است خارج از دیه جنین است.
واما روایت دیگری که در ما نحن فیه ذکر کردهاند این روایت است: صحیحه محمدبن مسلم، باب 19 روایت چهارم است، محمدبن یعقوب عنه عن محمدبن یحیی عن احمدبن محمدبن عیسی و عنه یعنی عن محمدبن یحیی و احمدبن محمدبن عیسی عن ابن محبوب عن ابی ایوب الخزاز عن محمدبن مسلم قال سألت ابا جعفر×، روایت من حیث السند صحیح است. مثل روایت قبلی اشکال ندارد. عن الرجل یضرب المرئه فتترح عن نطفه، نطفه را میاندازد، قال علیه عشرون دینار، آن مردی که زن را زده است عشرون دیناراً، قلت یضربها و تفرح العلقه، فقال علیه اربعون دیناراً قلت فیضربها فتفرح المضغه، قال علیه ستین دیناراً، قلت یضربها و تفرعه و قد سار له عظمٌ، برای او عظم شده است، قال علیه دیة الکامله، دیه کامل باید بدهد، دیه کامل1000دینار است، 1000دینار بدهد و بهذا قضا امیرالمومنین×، امیرالمومنین× هم به این حکم کرده است. آن وقت شروع میکند: فما صفة النطفه التی تعرف بها، فقال عن نطفه تکون بیضا مثل النخامه که در بحث دوم است، ظاهرش این است که دیه کامل نفس است، اینطور نیست این هم معارض نیست، چرا؟ چون غایت الامر فیضربها و تفرعه و قد سار له عظمٌ، عظم شده یعنی غیر از استخوان عظم هم دارد. نه اینکه فقط عظم محض است، و قد سار له، له برای آن جنین، جنین استخوان دارد، گوشت دارد، این مطلق است، روح دمیده شده یا نه، اطلاق دارد. متذکر نشده است، آن صحیحه ظریف کتاب علیٍّ بود، گفت روح دمیده نشده بود 100دینار است، روح دمیده بود دیه نفس است. این غایت الامر این روایت در ما نحن فیه مطلق است و از اطلاقش رفعیت میشود به واسطه این روایاتی که سابقاً خواندیم. اینها جمع عرفی دارند وجهی ندارد، آنکه عمانی از اصحاب ما اختیار کرده است که آن جنین هم وقتی تمام شد ولو قبل از ولوج الروح دیه نفس است نه اینطور چیزی نیست، به حسب روایات حکم همینطور است. ثم کلام واقع میشود در بعضی روایات معتبرهای که آنها در آن دیه جنین که ما 40 دینار تعیین کردیم آنجا عبد را گفتهاند، امه را گفتهاند منتهی وسیح بوده باشد، با آن روایات چکار کنیم؟ ما تهدید کردیم خمسة اجزا کردیم، گفتیم جنین وقتی که تمام شد قبل از ولوج روح 100دینار است؛ اگر وسیحی بوده باشد قیمتش 50 دینار فایده ندارد، 100 دینار باید بدهد. این روایاتی که اینطور میگوید با آنها چه کار بکنیم؟ میگویند: اسکافی (صدق الله نفسه الشریف) از اصحاب ما به این روایت عمل کرده است. بدان جهت آن 100دینار القا کرده است، گفته است: 100دینار نه اینطور نیست که100دینار دیه جنین تام بوده باشد، بلکه دیه جنین متعین در او نیست، غایت الامر وسیط هم هست که میگوییم، چهطور آنها را بیان کرده است و چهطور ما از آنها جواب میدهیم خلاصه کلام ما این است که این روایات در اصحاب ما معرض عنه است.
بعضیها حتی عامه هم ملتزم نیستند، بعضی از این روایات روایاتی است که نه عامه نه خاصه هیچکدام ملتزم نیست و اتفاقاً هم آن روایات سندش اجلا است. همهاش صحیح است آن روایتی که خواهیم خواند؛ همان که دیروز میگفتم. ائمه^ اینها را فرمودند چهطور بیان کردیم چهطور هم بیان میکنیم، انشاالله هفته ی بعد.