دروس خارج اصول /درس 48: جواب مرحوم نائينى از قول ميرزاى قمى – جواب ما به …

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
عرض کردیم میرزای قمی در مقام ملتزم شده بود موضوعله بر لفظ الصلاة ارکان است، و لذا یطلق صلاة هم به افراد صحیحه و به افراد فاسده. صاحب الکفایة قدس الله سره دو اشکال کرد بر کلام ایشان.
اشکال دومی این بود: بناءئا علی ما ذکره المیرزا لازم میآید اطلاق لفظ الصلاة که موضوع است بر ارکان و اراده تام الاجزاء و الشرائط، مثل صلاة صبحی که مثلا فرض کنید تمام اجزاء و شرائط را دارد، رکعتین است مع تمام ما یعتبر فی الرکعتین، اطلاق صلاة و اراده این صلاة الصبح به نحو المجاز بوده باشد، حیث اینکه لفظی که موضوع شده است للجزء که ارکان است، اطلاق بر کل شده است که مجاز میشود.
مرحوم نائینی در مقام کلامی دارد، و آن کلام ایشان این است که یک اشکال هم بر این دو اشکال علاوه کرده است که میرزای قمی علاوه بر این دو اشکال مبتلا به یک اشکال دیگری هم هست که لم یذکر صاحب الکفایة آن اشکال سوم را. و لکن این اشکال دوم صاحب الکفایة را که لازم میآید اطلاق لفظ و اراده صلاة تامة مجاز بوده باشد، این را بطور علمی توضیح کرده است که فقط همان اطلاق لفظ موضوع لمعنایی به غیر آن معنای موضوع بعلاقة الکل و الجزء، این اشکالی که صاحب کفایه داشت این را بطور علمی تقریر فرموده است اولا، بعد هم آن اشکال ثالث اش را بیان کرده است. این اشکال ثانی را چگونه تقریر کرده است؟ و اما اشکال سوم.
فرموده است بر اینکه بلااشکال ما لفظ صلاة را اطلاق میکنیم بر صلاة تامة و در این اطلاق عنایتی نمیبینیم شخص (صلاة صبح) به رفیقش میگوید صلیتَ صلاتک، او هم میگوید نعم صلیت. اینکه اطلاق میشود بر آن مأتیّ به رکعتینی که تام الاجزاء و الشرائط است، بلاشبهة این اطلاق اطلاقی صحیحی هست، و کانّ در این اطلاق هیچ عنایتی هم نیست. ایشان فرموده است در این اطلاق که عنایتی نیست و اطلاقش بر صلاة تام صحیح است، اگر با این فرض صلاة وضع شده باشد للارکان، محذوری پیدا میکند. اگر صلاة وضع شده باشد بر ارکان، با وجود اینکه بر تام این اطلاق صحیح را دارد، یک محذوری پیدا میکند. مخدوش این است که غیر ارکان من سایر الاجزاء اگر آنها موجود بوده باشند، علی فرض الوجود داخل در حقیقت صلاة بشوند. چونکه فرض کردیم اطلاق صلاة و اراده صلاة تامة در او هیچ عنایتی نیست.
کلام مرحوم نائینی(ره) این است که: پس اگر بناء بوده باشد با این اطلاق بر صلاة تام صلاة وضع بر ارکان شده باشد، لازم میآید غیر الارکان من سایر الاجزاء علی تقدیر وجودها و تحققها داخل در حقیقت صلاة بوده باشد که اطلاق صلاة بر آن تام بلاعنایة است. و علی فرض اینکه اینها موجود نشوند، سایر الاجزاء و غیر الارکان موجود نشود، کلش موجود نشود یا بعضش، لازم میآید علی تقدیر عدم وجودها خارج از حقیقة الشیء بوده باشد. یعنی شیئی علی تقدیر وجودش داخل در ماهیت و حقیقت است و علی تقدیر عدم تحققش خارج از ماهیت و خارج از آن حقیقة الشیء است. فرموده است: این معنا غیر معقول است، اگر شیئی داخل حقیقة الشیء بوده باشد، فی کل حال و زمانٍ داخل حقیقة الشیء است، و اگر خارج از حقیقة الشیء بوده باشد، فی کل حال و فی کل زمان و فی کل فرض خارج از حقیقت شیء است. غیر معقول است که شیئی در یک حالی داخل در ماهیت و حقیقة الشیء بشود و در حالی خارج از آن ماهیت بوده باشد.
کأن خود مرحوم نائینی(ره) میفرماید: عیب ندارد شیئی علی تقدیر الوجود داخل در حقیقت بشود و علی تقدیر عدم الوجود خارج از حقیقت بشود این در مشکّکات عیب ندارد، در آن حقائقی که آنها حقائق تشکیکیه هستند لایقال در حقائق تشکیکیه الامر کذلک، شیء علی تقدیره داخل در حقیقت است و علی تقدیر عدمه خارج از حقیقت است. مثلا شما فرض بفرمایید بیاض در خارج مراتبی دارد، نور در خارج مراتبی دارد، هم نور مرتبه شدیده دارد، هم مرتبه متوسطه دارد و هم مرتبه ضعیفه دارد. این مرتبه متوسطه که میگویم یکی نیست، متوسطات خودش مراتب هستند. این نور یا این بیاض که این مراتب دارند، بلاشبهةٍ بر آن مرتبه قویه و بر مرتبه عالیه بیاض صدق میکند که بیاض الثلج است، سفیدی برف است، بر او بیاض صدق میکند. مرتبه ضعیفه فاقد این شدة البیاض است.
پس اصبح بالامکان در ماهیات تشکیکیه و در حقائق تشکیکیه شیئی علی تقدیر تحقق داخل در حقیقت و ماهیت بوده باشد، و علی تقدیر عدم التحقق که آن شدت پیدا نکرده است داخل در حقیقت نبوده باشد. پس یا نائینی! چه محذوری دارد صلاة را هم ماهیت مشککه فرض کنیم غیر الارکان علی تقدیر تحقق شان داخل در حقیقة الصلاة است و علی تقدیر عدم تحقق شان نه داخل در حقیقة الصلاة نیست. مثل نور و بیاض و سواد و اینها میماند. این چه اشکال دارد؟
مرحوم نائینی(ره) فرموده است: این توهم را نکنید شما. برای اینکه تشکیک در دو مورد تصور دارد لاثالث لهما:
یک مورد تشکیک ماهیات بسیطه هست. کالاعراض، مثل السواد و البیاض و غیر ذلک، که این ماهیات بسیطهای که هست به این ماهیت بسیطه این هم اینگونه است مرتبه شدیده دارد و مرتبه ضعیفه دارد این ماهیت بسیطه. آن مربته شدیده که واجد شدت هست، ما به الامتیاز آن مرتبه از آن مرتبه ضعیفه در عین ما به الاشتراک است، یعنی در حقیقتِ همان سواد است. بما اینکه آنجاها در وسائط، وسائطی که در آنها تشکیک متصور میشود به جهت اینکه ما به الامتیاز آن مرتبه شدیده از مرتبهای که دونش هست، در همان ماهیت بسیطه و در حقیقت است. این عیب ندارد. در ماهیات بسیطه تشکیک متصور است. یکی هم تشکیک در حقیقة الوجود است نه مفهوم الوجود، حقیقة الوجود، اونی که حقیقت هستی است و واقع هستی است که میفرماید: این حقیقة هستی فوق عقولنا است، فوق ادراک ما است، ما نمیتوانیم آن حقیقت هستی را که حقیقت است او را درک بکنیم. آن حقیقة الوجود هم بسیط است مرتبه شدیده و ضعیفه دارد، آن هم عیب ندارد. چونکه بسیط است آن حقیقة الوجود، وقتی که در ماهیات بسیطه تشکیک شد، در آن حقیقة الوجود هم تشکیک میشود عیب ندارد.
میماند چه چیز؟ میماند ماهیات مرکبه. مرحوم نائینی(ره) میفرماید در ماهیات مرکبه تشکیک غیر معقول است، برای اینکه ماهیت مرکبه که در خارج به این مرکب اطلاق میکنند جنس و فصل دارد که در خارج هیولا و صورت میگویند که مرکب از این است، اینجا تشکیک غیر معقول است، یعنی غیر معقول است شیئی در حالی داخل حقیقت این ماهیت مرکبه که مرکبه است بشود در حال دیگر داخل در حقیقت نشود. برای اینکه این نوع که انسان میگوییم این انسان نوعی است از حیوان، اگر فصل این ناطق است، همیشه فصل است، چونکه نوع بدون فصل نمیشود. اگر نیست هیچوقت نیست. دیگر آنی که خارج از ذات است نمیتواند داخل ذات بشود. پس بدان جهت در این ماهیات مرکبه تشکیک که شیئی خارج از حقیقت بشود علی تقدیر عدمش و داخل در حقیقت بشود علی تقدیر بودش، این معنا در ماهیات مرکبه متصور نیست. و صلاة هم که از ماهیات مرکبه است، از بسائط نیست. مثل سواد و بیاض نیست. مرکب از اجزاء است، مرکب از ارکان است که فرض کرد ارکان اجزاء هستند بر معنای صلاة، معنای صلاة مرکب است. پس تشکیک در معنای صلاتی متصور نیست، همان محذور بر میگردد که اگر بنا بشود صلاة مسمیاش ارکان بوده باشد اطلاقش که بر تام اطلاق لا بالعنایة است قطعا و یقینا، لازمهاش این میشود که غیر الارکان داخل بشوند در حقیقة الصلاة علی تقدیر وجودها و خارج بشوند از حقیقة الصلاة علی تقدیر عدم تحققها که تحقق و واقعیت نداشته باشند در خارج. این امری است غیر ممکن.
این اشکال ثانی مرحوم کفایه را این نحو تقریب کرده است مرحوم نائینی(ره) که میبینید این تقریب دیگر صحبت مجازیت و اینها نیست. تقریب ایشان کانّ تقریب برهانی و علمی است.
بعد از این کلام مرحوم نائینی(ره) یک اشکال ثالثی بر میرزای قمی کرده است. فرموده است یا میرزای قمی! ملتزم شدهای که موضوعله لفظ صلاة ارکان است، آن محذوری که صحیحی به آن مبتلا بود و نتوانست جامع فرض بکند، همان اشکال را تو هم مبتلا هستی. چرا؟ ایشان فرموده است که ملتزم شدهایم که صلاة وضع شده است به ارکان، ارکان خودش مراتب دارد به حسب حالات مختلف میشود. شما فرض بفرمایید رکوع یکی از ارکان صلاة است.
شما رکوع را حساب بکنید رکوع مراتبی دارد. یک مرتبه از رکوع انحناء است الی حدی که یصل ید الشخص الی رکبتیه قیاما. آن انحناء به قصد رکوع بوده باشد، به قصد خضوع بوده باشد، به قصد اتیان امر صلاتی بوده باشد. این یک مرتبه از رکوع است که رکوع اختیاری تمام، این مرتبه عالیه است. یک مرتبه نازله دارد که او مجرد قصد است، قصد آن عمل. آن کسی که مستلقیا خوابیده است هیچکدام از اجزائش را نمیتواند حرکت بدهد حتی به چشم هایش به پلک چشم هایش نمیتواند حرکت بدهد رکوع او چیست؟ قصد است. پس مرتبه نازله او آن قصد است، چونکه اگر متمکن بوده باشد اشاره عینی باید بکند با آن انحناء. نه، متمکن از او هم نیست که مجرد قصد است. از آن انحناء قیاما الی ان تصل یداه الی رکبتیه مرحله اختیاریه شروع میشود و در آن قصد المجرد منتهی میشود. و ما بینهما مراتبی هست متوسطات. ما بین اینها جامعی نیست، آن انحنائی که هست از مقوله وضع است، و لکن قصد که از مقوله وضع نیست. ما بین اینها چه جامعی هست که شما او را در موضوعله لفظ صلاة اخذ کنید؟ همان محذری که جامعی نیست ما بین این افراد صحیحه همان محذور را آوردهاید بر چه چیز؟ بر همان ارکانی که ایشان فرمود. پس المحذور المحذور، الابتلاء ذاک الابتلاء.
پس علی تقدیر این هم شد صلاة. و اینها هم مراتب ارکان. جامع ما بین اینها نمیشود.
پس در حرف میرزای قمی روی هم رفته سه محذور شد:
محذور اول که صدق صلاة و عدم صدق الصلاة دائر مدار ارکان نیست که اشکال اول کفایه بود.
اشکال دوم این است که اگر ارکان موضوعله لفظ صلاة بشود اطلاق که میشود به صلاة التام این محذور دارد، محذور مجازیت بتعبیر الکفایة، محذور دخول شیء فی الحقیقة عند وجوده و خروجه عن الحقیقة عند عدمه محذور ثانی است که مرحو نائینی فرمود.
محذور ثالث در مقام این است: ما بین مراتب ارکان جامعی نیست تا آن جامع را شما اخذ کنید در مسمی. و محذور صحیحی جاری در مقام هم هست. این سه اشکال میشود.
این دو محذور، مبتنی بر این است که میرزای قمی قدس الله سره موضوعله را که ارکان گرفته است، مسمای صلاة و موضوعله لفظ صلاة را به ارکان تحدید کند در ناحیه قلت و در ناحیه کثرت. و اما اگر میرزای قمی مرادش این باشد که مسمی صلاة در ناحیه قلت محدود به ارکان است و لکن در ناحیه کثرت حدی ندارد، لابشرط یعنی حدی ندارد، لابشرطِ به این معنا که در مقام میگوییم، یعنی حدی ندارد، اگر این را اراده بکند، این محذورین اخیرین هیچکدام لازم نمیآید.
صلاة قائل شدیم که این مرکب اعتباری است. تا حال که تکلم کردهایم، از ما ذکرنا معلوم شد که وحدت صلاة وحدت اعتباری است و لکن خودش حقیقتا در خارج وجودات متعدده است. تکبیرة الاحرام یک وجودی دارد، قرائت حمد وجود آخر، رکوع وجود ثالث، سجود وجود آخر، الی آخر. اینها وجودات مستقله هستند. اینها را که مجموعش را ما صلاة میگوییم و میگوییم صلاة مرکب از اجزائی است مقید به قیودی که از آنها تعبیر به شرائط میشود این اجزائی که هست این اجزاء، اجزاء اعتباری است، چونکه مرکب، مرکب اعتباری است اینها جزء بودنش اعتباری است و الا در خارج هر کدام وجود مستقل هستند. این صلاة قیاس به مرکبات حقیقیه نمیشود مثل انسان، که انسان که عقلا تحلیل میکند نوع را به جنس و فصل عقل تحلیل میکند و به این اعتبار گفته میشود که جنس و فصل جزء عقلی است بر نوع و در خارج که نوع موجود است ماده یعنی هیولا و صورت دارد که به آن اعتبار میگوییم که هیولا و صورت اجزاء خارجیه شیء هستند، در مانحن فیه قیاس به آن مرکب حقیقی نمیشود. در مرکب حقیقی حقیقتا یک وجود است در خارج. و لو شما قائل بوده باشید که ترکب صورت با ماده، ترکب صورت با هیولا ترکب انضمامی است، و لو او را هم قائل بشوید و لکن این در خارج حقیقتا یک وجود است، چونکه تحصّل ماده و شیء شدن ماده به صورته است، و الا اگر صورت نباشد شیء نمیشود در خارج.
در این مرکب حقیقی که ترکیبش ترکیب حقیقی است یعنی در خارج وجود، وجود واحد است و هستی یکی است در این مرکب حقیقی اینگونه است، اگر شیئی فصل انسان است همیشه فصل است بر آن نوع و داخل در حقیقتش است، اگر نیست نیست. و هکذا شیئی اگر صورت آن مادهای است که آن ماده انسان میشود صورت است همیشه صورت است و اگر نیست که هیچوقت نیست.
این در مرکبات حقیقیه است یا مرحوم نائینی!. این صلاة مرکب اعتباری است، مرکب اعتباری وحدتش بالاعتبار است، اعتبار یعنی امری را در نظر میگیرد آن معتبر به این اعتبار این مرکب را شیء واحد فرض میکند. مثل بیت که حافظ از برد و حَراست، یک حافظ وحدتی هست که موجب اعتبار است مصحح اعتبار وحدت است او را در نظر میگیرد این وجودات متعدده را شیء واحد فرض میکند. وحدت این دائر مدار اعتبار معتبِر است که معتبر چگونه اینها را اعتبار کرده است. این وحدتش امر واقعی نیست که اگر آن امر هست، هست، دخالت دارد، دارد، ندارد، ندارد. اینگونه نیست. وحدت این وحدت اعتباری است، وحدت مرکب اعتباری در اختیار و به ید آن معتبِر است که معتبِر چگونه اعتبار کرده است.
ممکن است این معتبِر برای این مرکب در ناحیه قلة الاجزاء حد بدهد، در ناحیه کثرت حد ندهد. این معتبِری که اعتبار کرده است این را شیئا واحدا، این در ناحیه قلت به اجزاء این حد داده است در ناحیه کثرت اعتباری ندارد. شما نمیبینید که نحویین که میگویند کلام مرکب از کلمتین است یا مبتدا و خبر یا فعل و فاعل، این کلام در خارج وحدتش وحدت اعتباری است. این نحویین که گفتهاند کلام یا مبتدا و خبر است یا فعل و فاعل، تحدید کردهاند، این تحدید در ناحیه قلت است، یعنی اجزاء کلام باید از اینها کمتر نباشد خودشان هم تصریح میکنند، یا باید مبتدا و خبر بشود یا فعل و فاعل. در ناحیه کثرت اعتباری ندارد. بدان جهت اگر کسی گفت: ضرب زید عمروا، دیگری گفت: ضرب زید عمروا یوم الجمعة، سومی گفت: ضرب زید عمروا یوم الجمعه فی المسجد، پنجمی گفت: ضرب زید عمروا یوم الجمعة فی المسجد بالعصا، ششمی گفت: ضرب زید عمروا یوم الجمعة فی المسجد بالعصا قائما، الی غیر ذلک، در همه اینها کلام صدق میکند. اینگونه است یا نه؟ آن کسی که اول گفته بود: ضرب زید آن هم یک کلام است. اطلاقش آیا پیش نحویین به یکی حقیقت و به دیگری مجاز است؟ نه، سرّش چیست؟ سرش این است که کلام مرکب است. هر کدام از کلمه زید و کلمه ضرب، در خارج وجود مستقل دارد، وجود مستقل یعنی دو تا وجود است. این دو تا وجود را یکی فرض کردن بالاعتبار است به جهت اینکه یصح السکوت علیه میشود به این اعتبار است. چونکه این اعتبار در ناحیه قلّت است.
پس وحدت کلام که مرکب است، مرکبش مرکب اعتباری است، این تحدید در ناحیه قلّت است. شما فرض بفرمایید همین نحویین میگویند صیغه جمع حقیقت است در سه تا و بیشتر، یعنی صیغه جمع باید کمتر از سه تا نبوده باشد، رجال یعنی سه مرد و بالاتر. خب بالاترش چقدر است؟ تحدید دارد؟ نه. معنا فقط در ناحیه قلّت تحدید دارد. بدان جهت اگر صد عالم امروز پیش شما آمده است شما بگویید که جائنی علماء و اراده کردید آن صد نفر را مجاز نیست. کسی سه عالم آمد، چهار عالم پیشش آمده است او هم میگوید جائنی علماء او هم مجاز نیست، هر دو حقیقت است. سرش چیست؟ سرش این است که این معنای علماء مرکب است یعنی سه فرد و بیشتر. سه فرد از آن حقیقت، این مجموع سه فرد از آن حقیقت نه فرد معینه، هر فردی باشد، آن سه فرد در ناحیه قلّت تحدید دارد باید از سه تا کمتر نباشد یا از دو تا بنا بر قول دیگری، ولکن در ناحیه کثرت حدی ندارد. شما نگاه بکنید این بیتی که ما میگوییم خانه و منزلی که میگوییم، این منزل و این خانهای که میگوییم این مرکب اعتباری است، حقیقتا که مرکب حقیقی نیست. به جهت اینکه چهار تا دیوار است و اتاق دارد و از سرما و گرما حفظ میکند به این اعتبار، اعتبار میکنند این را موجودا واحدا. فرض بفرمایید یک کسی خانهای خریده است، یک طبقه بیشتر نیست، میگویند خانه خریده است. یک کسی خانه خریده است شش طبقه دارد، میگویند خانه خرید. پس وحدت وحدت اعتباری است.
اگر آن برهانی که شما یا مرحوم نائینی(ره) گفتید در مرکب اعتباری هم باشد این معنا ندارد باید اطلاقش بر او مثلا بالعنایة بوده باشد. برای اینکه آن بیتی که یک طبقه است و آن بیتی که چند هزار متر است به هر دو بیت میگویند، برای اینکه تحدید در ناحیه قلت است، در ناحیه کثرت تحدیدی ندارد. این که شد، میگوییم یا مرحوم نائینی! بناء بر حرف میرزای قمی، میرزا میگوید که صلاة اسم بر اجزاء هست و آن اجزاء در ناحیه قلّت محدود به ارکان هستند، یعنی باید ارکان آنجا باشد. غیر از ارکان هم باشد چیزهای دیگری، اینها، لابشرط است، لابشرط به این معنا یعنی تحدید ندارد. بدان جهت اگر شما لفظ صلاة را گفتید اطلاق کردید بر صلاة ظهری که اربع رکعات است، همهاش تمام اجزاء و شرائط را دارد، هیچ عنایتی هم نیست هیچ محذوری اینجا نیست اینکه گفته شد لازم میآید خروج شیء عن حقیقة الشیء علی تقدیر عدمه و دخوله فی حقیقته که گفتیم، مالِ مرکبات حقیقیه هست، علی تقدیر تحققه. در مانحن فیه جای این محذور نیست. این مرکب، مرکب اعتباری است، کیفیت اعتبار به ید معتبرش هست.
پس علی کل تقدیر این ارکانی اگر موضوعله لفظ صلاة بشود و مسمّی در ناحیه قلت تحدید به ارکان پیدا بکند، آن وقت این محذور لازم نمیآید.
اما این حرفی که فرمود ما بین مراتب رکوع جامع ذاتی نیست این ضعفش از ما ذکرنا معلوم شد. مرکب حقیقی نیست که باید جامع ذاتی درست کنیم ما بین اینها. مرکب، مرکب اعتباری است. بدان جهت نحویین میگویند: دو کلمه بشود، این فعل و فاعل و این مبتدا و خبر، مقوّم کلام دو کلمهای است که آن دو کلمه هم مردد است بین الفاعل و الفاعل و المبتدا و الخبر. اعتبار میکند که آن رکوعی که اخذ در صلاة شده است احد الامرین است یا احد الامور است که یکی از آن امور انحناء است الی ان یصل یداه الی رکبتیه، دیگری هم همان قصد است که با او فقط اشاره میکند به رکوع یا فقط نیت میکند رکوع را. یکی از اینها باید بوده باشد. شما فرض بفرمایید سکنجبین، سکنجبینی که درست میکنند شکر را با سرکه قاطی میکنند میجوشانند. باید شکر بوده باشد؟ عوض شکر اگر کسی عسل ریخت آن سکنجبین نمیشود؟ آن هم سکنجبین است. پس آنی که مقوم سکنجبین است او چیست؟ عسل است یا شکر؟ آن مسمایی که هست مرکب حقیقی که نیست. آن مسمایی که هست، آن مسمی احدهما است، او اخذ شده. بدان جهت در مانحنفیه هم میگوید یکی از اینها بوده باشد. با سجود که آن هم مراتب دارد، با آن یکی که طهارت است آن هم مراتب دارد. با دخول وقت که دیگر مراتبی ندارد، طهارت هم فرض کنید مراتبی دارد. اینها باید باشد و لو باحد مراتبها. این در ناحیه قلت. و اما در ناحیه کثرت هیچ اشکالی ندارد.
مرحوم آخوند در کفایه فرمود: صلاة است بر منظم اجزاء و میخواهیم بگوییم که صلاة وضع شده بر معظم اجزاء در صورتی که بنا بر قول میرزای قمی اقل افراد میشود یعنی صلاة وضع شده بر قلت افراد و این درست نیست چون صلاتی که رکن ندارد صلاة به او اطلاق میشود منتهی میگویند این چه صلاتی است که خواندی بدون رکن.
صلیتَ صلاة بلارکوع و صلاتک باطل، اعد صلاتک، من صلی بغیر طهور او نام عنها یقضیها، آن صلاة را قضا بکند. صلاة اطلاق شده است که از ارکان نیست، طهارت از ارکان است نمیباشد. مدعای ما در مقام آن وجه ثانی است. نه خصوص حرف میرزای قمی که ارکان ماخوذ در موضوعله هستند.
ما ملتزم به آن وجه ثانی خواهیم شد. در او تدبر بفرمایید. با حفظ اینکه صلاة مرکب اعتباری است و وحدتش به ید معتبِر است و اجزائش هم به ید معتبِر است، اجزاء واقعیه ندارد به ید معتبِر است. این دو تا را ملاحظه بفرمایید. تا فردا ان شاء الله.