درس صد و دوم دیات
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
مشهور مابین فقهای ما قدیماً و حدیثاً این است، وقتی که جنایت واقع شد جانی جنایتی کرد، آن جنایت اگر بزرگ شد بقائاً که اسمش را سرایت میگویند، اگر آن جنایت واقعه بزرگ شد، بسرایت أو نحوها، استقرار ضمان برای جانی در صورتی است که سرایت کند، استقرار ضمان موقع استقرار جنایت است. وقتی که جنایت بزرگ شد رسید به آن نحو آن وقت جنایت بر آن ضمان مستقر میشود؛ مثلاً انسان یک دستش را جراحت زدهاند، جانی زخم کردهاند، و این زخم دستش ماند تا کفَش را انداخت، افتاد. در این صورت نصف دیه نفس باید این شخص جانی بدهد. در صورتی که قصد نداشت کفَش را بیندازد مورد قصاص نیست، چون قصد نکرده بود و این زخم هم اتفاقاً اینطور کرد والا زخمی نبود که کف بیفتد. در این صورت نصف دیه نفس را باید بدهد. کما اینکه اگر عمداً این جراحت را زد، تا کفَش بیفتد تا کفَش افتاد قصاص دارد، یک کفَش را میاندازد، قصاص میگیرند.
غرض این است که جنایت وقتی واقع میشود، مشهور میگویند: اگر حین جنایت ضمان هست در آن جنایت، استقرارش را باید ملتزم شد. آن وقتی ضمان مستقر و ثابت میشود که سرایت تمام بشود. مسائلی هست صاحب الشرایع این مسائل را قبل از بحث عاقله ذکر کرده است، بعضی از آن مسائل، مسائل مهمه است، یکی از آن مسائل مهمه بحث السرایع و ضمان عند الجنایت است. ایشان میفرماید: بحث ما در جنین بود، اگر زنی نصرانیه بود و آن زن نصرانیه بر او جنایتی وارد شد که آن جنایت موجب شد این حملی که در رحم نصرانیه بود، این حمل افتاد. این حمل سقاط شد، ایشان میفرماید: در ما نحن فیه وقتی که بر جنین روح نیامده، هنوز جنین تامّ است ولکن روح نیامده، این نصرانیه مسلمان شد، چون که جنین نصرانیه80 درهم دارد دیهاش، جنین حرّه مسلمه 100 دینار است؛ ولکن جنین نصرانیه و یهودیه و مجوسیه جنین اینها80 درهم است، 80 درهم وقتی جنین تمام نشده روح نیامده است. وقتی که روح آمد جنین روح دار شد، 800 درهم میشود که نصرانی و مجوسی هکذا یهودی، مذکر بوده باشد800 درهم است، زن بوده باشد بزرگش کوچکش فرقی نمیکند400 درهم است، چون که جنین وقتی که روح آمد حکم انسان تام را دارد.
ایشان میفرماید: این نصرانیه بعد از وقوع جنایت مسلمان شد و این بالاخره حمل را انداخت، بعد از مسلم شدن. 80 دینار باید بدهد، 80 درهم که میخواست بدهد، الان شد100دینار، باید100 بدهد. یک اموری هست ذکر میکنم در مقام و آن این است: این یهودی و نصرانی و مجوسی که دیه اینها مَرد بشود ذکر بشود، ذکری که حیّ است، روح دمیده شده است، بزرگ باشد یا کوچک بوده باشد، گفتیم800 درهم است مذکر، مونث400 درهم. این اختصاص به ذمی دارد محبوس، یهودی و نصرانی اهل ذمه باشند، یا به قول بعضی فقها مستأمن بوده باشند، یعنی پناه برده باشند امن تلف کرده باشند و این احدٌ من المشرکین استجارک پناها فاجره، مستأمن میگویند. این یا باید ذمی بشود یا بعضی گفتهاند مستأمن هم اشکال ندارد. و اما یهود و نصرانی و مجوس که اهل ذمه نیستند و مستأمن نیستند آنها حکم حربی را دارند، کافر حربی که حکم دارد آنها هم همین حکم را دارند، بدان جهت در اکثر روایات ما عنوان، عنوان ذمی است، که در صورتی که ذمی مسلمان بشود، ذمی را مسلمان بکشد، ذمی ذمی را بکشد، روایات ما این است چون که حرمت برای شخص ذمه میآورد که دمش محترم میشود، مالش محترم میشود و هکذا آن فان احد من المشرکین استجارک فامنه، نسبت به نفسش حرمت میآورد، مستأمن. نسبت به مالش آنها بماند بحثش، بحث جهاد است.
در بعضی عبارت و کلمات فقها نصرانیه گفته شده است، در ما نحن فیه هم محقق تعبیر به ذمیه نکرده است، به نصرانیه کرده است؛ ولکن مراد ذمیه است، چون نصرانیه اگر اهل ذمه نبوده باشد احترامی ندارد. بدان جهت در ما نحن فیه لو ضرب النصرانیة حاملاً، اگر زده شود نصرانیه حاملاً، آن نصرانیه اگر حاملاً زده باشد و اسلمت، در این صورت نصرانیه مسلمان بشود و علقته، حمل را بیندازد بعد از اسلام آوردن، چون که اسلام بیاورد جنینش تابع مسلمه میشود؛ چون مسلمان شد، جنینی که تابع مسلم است حکم مسلمان را دارد. جنین مسلمان که روح دمیده نشود، 100 دینار دیهاش است. این هم مسلمان شده، شاید به این جهت که دیه خوبی بگیرد، لو ضرب النصرانیة حاملاً، در حال حمل زده بشود، فاسلمت و علقتة، حملش را بیندازد بعد از اسلام شدن، و اسلمت و علقته، اسلام که آورد بچهاش را بیندازد، لزم الجانی دیة جنین المسلم، جانی باید دیه مسلمان را بدهد، این کالسرایت است، سرایت که اسقاط بود این را سرایت کرد. این عوض شدن و مسلمان شدن. چرا باید دیه جنین مسلمان را بدهد؟ لأن الجنایت وقعت مضمونتاً، جنایت مضمون واقع شد فالاعتبار بها حال الاستقرار، جنایت دیهاش معین بشود اعتبار حال استقرارش است، آن وقتی که جنایت به سر رسید، سرایتش تمام شد، بچه را انداخت جنین از بین رفت، در این صورت استقرارش انداختن اوست، در حال اسلام بود. جنین بنابراین که طفل تابع پدر و مادرش است، وقتی که جنین بشود، پدر و مادر اگر مسلمان بشوند آن جنین حکمش اسلام است، اگر طفل بشود، و اما جنین تابع مادر است. تا مادامی که در رحم است تابع مادر است. بدان جهت این جنین حکم اسلام را دارد. این خودش محل کلام است.
اولاد تابع پدر و مادر است، حتی میگویند: در انعقاد نطفه مسلمان شد آنها هم تابع مسلمانند در این شکی نیست، اما پدر یا مادر کافر بود، بعد مسلمان شدهاند، کلام در آنجاست، اگر جنین بشود مادر مسلمان بشود، آنجا جنین حکم اسلام را دارد. جنین مسلمان شد حکم مسلمان پیدا کرد باید 100 دینار بدهد. واما عکسش جنین، جنین کافره حربیّه بود، نصرانی نبود، یعنی اهل ذمه نبود، کافر حربی بود او را زدند، بعد از زدن مسلمان شد، بچهاش را، جنینش را انداخت بعد از مسلمان شدن، او وقتی که انداخت بچه را چیزی بر جانی نیست. جانی مسلمان است. جانی که مسلمان بود چیزی بر او نیست، چرا؟ چون که موقع جنایت مضمون نبود کافر حربی بچهاش جنینش ضمانی نداشت، هدر بود، بعد نمیشود. میگوید: ولو کانت امةً و لو ضرب الحربیةُ، معلوم میشود آن نصرانی بود، ذمی بود، چون که در ما نحن فیه میگوید ضرب النصرانیه، نصرانیه اگر اهل ذمه نباشد میشود حربی، ولو ضرب حربیة فاسلم بعد مسلمان شد، و علقته، حملش را انداخت لم یضمن، لان الجنایه لم تقن مضمونتاً، فلم یضمن سرایتها، جنایت مضمون نبود، وقتی که سرایت کرد یعنی مسلمان شد، دیگر ضمان ندارد؛ چون که ضمان نبود که سرایت کند. در ما نحن فیه این2 تا فرقش این است. مشهور فتوایشان عبارت از این است.
این آثاری دارد، آثارش عبارت از این است که اگر مرد نصرانی بود یا زنی نصرانیه بود، مسلمانی او را کشت بعد از کشتن آن نصرانیه یا نصرانی، آن نصرانی جنایتی زد که او میمیرد پشت سرش، هنوز زنده است، جراحتی زد بعد از جراحت زدن به آن نصرانی یا نصرانیه، مسلمان شد، بعد هم آن جراحت سرایت کرد، مرد در این صورت جنایت حین وقوعها ضمان داشت، چون که نصرانیه اهل ذمه بود دیه باید داده بشود منتهی دیه خودش را که عبارت از این است که بمیرد800 درهم باید داده بشود، جنایت مضمون بود، بعد او مسلمان شد آن ضمان سرایت میکند. در مانحن فیه آن دیه اهل ذمه کامله را که 800 دینار است، نمیدهد. دیه مسلمان که 10 هزار درهم که 1000 دینار است باید بدهد، چون که ضمان سرایت کرد مسلمان شد. ولکن اگر عمداً و متعمداً کشته باشد قصاص نمیشود، چرا؟ چون که موقع زدن قصد قتل نداشت، بما اینکه نصرانی است میزند، بما اینکه نصرانی است میخواهد بکشد ولو اهل ذمه باشد، چون قصد قتل مسلمان را نداشت، قصاص و قود نیست؛ ولکن دیه اینطور است دیه مسلمان را میدهد، چرا؟ چون که آن ضمان که در دیه بود ولو ضمان کوچک بود، ولکن آن ضمان بزرگ میشود؛ ولکن اگر کافر حربی را جراحت زد هنوز نمرده، آن کافر حربی غنیمت شمرد گفت مسلمان بشوم، خودمان رفتیم اقلاً ورثه ما به جایی برسند، مسلمان شد بعد مرد، دمش هدر است، چرا؟ برای اینکه در ما نحن فیه در آن ابتدا مضمون نبود حربی بود و این حربی را کشته است. اینها اینطور میگویند.
ولکن بعضی از فقها ما از متأخرین قبول نکردند این حرف را، میگویند: دیه یا قصاص حکمش مال حرمت مجنی عنه است، موضوعش این است که مجنی عنه احترام دارد، اثر اوست. وقتی که اثر او شد وقتی که کافر حربی را جراحت زد به قصد کشتن ولی قصاص ندارد مسلمان این کار را بکند. اشکالی ندارد چون که قصد نکرده بود مسلمان را بکشد، ولکن وقتی که آن حربی بعد مسلمان شد، حقیقتاً اظهار کرد شهادتین را که از دنیا میرفت من مسلمان شدم اینطوری که مسلمان شد، این اسلام برایش حرمت میآورد. اشهد ان لا اله الله، اشهد ان محمد رسول الله|، وقتی که حرمت آورد قصاص نمیشود چون که قصد قتل مسلمان نداشت آن شخص، ولکن دیه مسلمان را باید بدهد. روی این اساس که بعضی از متأخرین از فقها مناقشه کردند، در آن حرف مشهور من القدماء و المتأخرین گفتهاند: اصلی ندارند سابقاً هم در کلام محقق گذشت این فرع، که محقق هم ظاهراً آن چیزی که یادم هست، فتوا داد بر آنکه حربی مسلمان شد حرمتی ندارد. اما نصرانی مسلمان شد دیه مسلمان را میبرد. چون که اول مضمون بود. روی این اساس که مسلک صحیح است، موضوع دیه یا قصاص حرمت مجنی عنه است احترامش است. بنابراین اگر آن شخص مجنی عنه در بقا احترام پیدا کرد یا خودش یا جنینش احترام پیدا کرد، همان احترام مقتضایش ثابت است. بدان جهت فرقی نیست آن نصرانی مسلمان بشود یا حربی مسلمان بشود، نسبت به جنینش دیه کامله است، که100 دینار است. دیه جنین مسلم اما نسبت به آن ابتداء الامر با هم فرق دارند که در نصرانی اگر سرایت هم نمیکرد جنین اگر آسیب میدید آن جبران به دیهاش میشد. کما اینکه امّش که امه است جبران میشود، اگر خسارت به این جنایت دید جبران میشود. واما در دومی جبران نمیشود ولکن سرایت کرد مسلمان شد، حرمت پیدا کرد اثر حرمت که عبارت است دیه است ثابت میشود در مقام. هذا بدان جهت در مسئله اینطور است، ولو ضرب الحربیة و الحاملاً فاسلمت و علقته لم یضمن، ضامن نمیشود آن جانی، لان الجنایت و لم یضمن، ضامن نمیشود ضمانی نیست، لان الجنایت لم تق مضمونتاً فلم یضمن سرایتها، سرایتش ضمان ندارد، نه دارد فرقی نمیکند.
بعد شیخ (قدس الله نفسه الشریف) در مبسوط یک عبارتی گفته است، آن عبارت نظر مردم را گرفته است که شیخ چهطور این حرف را گفته است، یعنی این عبارتی که گفته است جمع بین المتناقضین است، چرا؟ برای اینکه سابقاً گفتیم، مشهور این را ملتزم شدهاند، جنین وقتی که ساقط شد، دیه او عشر قیمت امش است؛ امش که امه هست، جنین هم در مملوک است. وقتی که اسقاط شد این جنین عشر قیمت مادرش است، مادرش هر قدر قیمت داشته باشد عشر قیمتش است این را گفتم. این دیه اوست. دیه تعیین نشده است الا به این عنوان که عشر قیمت الامّ. و این را مشهور ملتزم شده، ولو در این گفتهاند: دلیل ندارد، دلیلش فقط فتوای مشهور است یکی هم روایت سکونی است، سابقاً نقل کردیم که معروف است روایت سکونی معتبر است، این روایت سکونی اعتباری ندارد، در باب21 از ابواب دیات الاعضا روایت دوم است؛ و باسناده عن النوفلی عن السکونی عن ابی عبدالله×، فی جنین الامه عشر ثمنها، دیه در جنین امه که امه مادرش است، جنین امه عشر ثمن امه است، امه چقدر قیمتش است، عشرش دیه جنین است. الی هذا الاساس، این روایت که میگویند سکونی روایاتش معتبر است این را نمیگیرد، چون این روایت را شیخ نقل کرده، شیخ به سندش الی نوفلی نقل کرده، سند شیخ هم به نوفلی سند ضعیفی است. و باسناده عن النوفلی عن السکونی عن ابی عبدالله×، ضمیر برمیگردد به شیخ (قدس الله نفسه الشریف) اینطور بر میگردد. میفرماید: سند شیخ بر نوفلی است و سند نوفلی ضعیف است در ما نحن فیه بدان جهت اشکال کردهاند گفتند حکومت؛ قاعده اولیه این بود که هر جایی که دیه ثابت نشد، در آنجا رجوع به حکومت میشود، دیه به حکومت ثابت میشود. وقتی که به حکومت ثابت شد ولکن دیه جنین باید از دیه حرّ بیشتر نباشد؛ همینطور است، دیه امه و عبد باید از حرّ و حرّه بیشتر نباشد. روی این حساب است. بدان جهت اگر قیمت کردند عبد را، 2 هزار دینار، عبدی را کشتند، یک عبد عجیبی بود 2 هزار دینار قیمت کردند او را قبل از کشتن که زنده بود، 1000 دینار میدهند دومی را نمیدهند، لان الدیه العبد لا یزید الی دیة الحرّ، بر دیه حرّ زاید نمیشود. این هم همینطور است، جنین را حکومت تعیین میکند قیمتش را، منتهی باید دیهاش از دیه جنین حرّ بیشتر نباشد.
علی هذا الاساس در ما نحن فیه آن عبارتی را که شیخ در مبسوط بیان کرده است، آن دیه این است که شیخ و غیر شیخ محقق، اکثر علما بلکه دعوای اجماع کردهاند که دیه جنین عشر دیه مادرش امه است امه قیمتش چقدر است عشرش اوست. این را ملتزم است. روی این التزام میگویند: ولو کان امةً، اگر این مادر امه بودع فعتقت، آزاد شد و علقته، حملش را انداخت به جنایت انداخت، بعد از جنایت عتق شده است و جنینش را انداخته است، قال شیخ للمولا، امه مولا دارد، این دیه را مولا میبرد، مولا مالک امه است و جنین امه دیهاش میرسد در حق رق است، دیهاش را مولا میبرد. لو کانت المجنی علیها امةً فاعتقت و علقة حمله، قال الشیخ للمولا اقل الامرین، من عشر قیمتها وقت الجنایت، وقت جنایت به آن امه است، عشر قیمتش را به مولا میدهند، أو الدیه یا دیه را میدهند. میگوید: هر کدام از اینها کم شد او را میدهند. لو کانت امةً فاعتقت و علقته قال شیخ للمولا اقل الامرین من عشر قیمت الامه وقت الجنایه أو الدیه، یا اقل الامرین دیه بشود. هر کدام اقل شد او را میدهند. شما میبینید که دیه همان عشر قیمت امّ است، این اقل الامرین را میدهند تناقض میماند. تعلیل هم آورده، لان عشر القیمه ان کان اقل، عشر قیمت اگر اقل بود این که مسلمان شده عتق شده آزاد شده است، قیمت آن جنین رفته بالا، لان عشر القیمه ان کان اقل، اقل بوده باشد فالزیادة بالحریّه، این دیهاش که بیشتر است او بالحرّیة استع فلا یستحق الی المولا، مولا مستحق نمیشود، چون که آزاد شد، حرّ شد. بعد از حرّ شدن این کار شده است مولا آنکه در حال رق مستحق است او را میتواند مطالبه کند.
فتکون لوارث الجنینع آن زیادی که هست دیه زیادی دارد وارث جنین که مادرش آزاد شد، مادرش وارثش میشود، او بر میدارد. و ان کانت اقل الامر دیة الجنین و ان کانت دیة الجنین اقل، کان له الدیه، بر مولا دیه میشود، لان، چون که دیه اقل است خود مولا آزاد کرد، مولا امه را آزاد کرد، به مولا میخواهیم دیه بدهیم خودش اطلاق کرد، لان حقه نقص بالعتق، به واسطه عتق خودش حقش آمده پائین. محقق میگوید: که مراد شیخ که این حرفها را گفته، این میزان درست نیست مگر اینکه کسی ملتزم بشود دیه جنین، جنین امه دیهاش غرّه است، غرّه یعنی عبد، یک عبد باید بدهد. آن عبد تارةً از قیمت عشر قیمت امّ کمتر میشود، آن عبد را که میدهند. عبد جوان میگفتیم ممیز هم شاید نشود، غرّه میگفتیم، یا بیشتر بشود. اگر بیشتر شد عشر قیمت مادرش بیشتر شد در این صورت غرّه را میدهند، و اگر غرّه بیشتر شد نه همان عشر قیمت را میدهند، مرادشان این است. ایشان میفرماید: و ما ذکره بناعاً علی قول بالغرّه، مبنی بر این است که یا بناءٌ علی بالغرّه أو علی جواز ان تکون دیة الجنین الامه اکثر من دیة الجنین الحرّه، در بعض صور گفتیم قیمت جنین بیشتر میشود، یک جنین حسابی است پهلوان میشود اگر بزرگ بشود، قیمت این بیشتر از جنین مسلم است، قیمتش 200 دینار است، جنین مسلم100 دینار است، یا حمل بر این بشود، تارةً دیه عشر قیمت امّ کمتر میشود؛ تارةً آن دیه که عبارت از این است که دیه بیشتر میشود، 200 دینار میشود. اقل الامرین میشود. فاذن له عشر قیمت امه یوم الجنایه.
ایشان میگوید: و کلل تقدیرٍ ممنوعٌ، غرّه بشود یا بیشتر بشود از جنین حرّ درست نیست فان له عشر قیمت امّه، برای مولا عشر قیمت امّش است یوم الجنایه علی التقدیرٍ، ولو کانت امةً فاعتقت و علقته، بعد العتق انداخته است آن مادر بچه را، بعد العتق، حرّ است او. در این صورت برای مولا هیچ چیز نیست این حرّ است حرّ را کسی ضمان ندارد. جانی ضمان ندارد. دیهاش هر چه بوده باشد، حرّ است 100 دینار میشود، دیهاش میرسد به وارث خودش که عبارت از مادرش است. این مسئله اگر بنا بشود به وجه صحیح طرح بشود که لو کانت امةً فاعتقت فعلقته، اگر اینطور باشد که لو کانت امةً و علقة حملها و اعتقت، اعتقت بعد بشود جنایت در حال امه بودن جنین و رق بودن جنین واقع شده است مولا میبرد. مولا همان دیه، اگر عشر قیمت امّ را گفتیم او را میبرد، عشر قیمت امّ را نگرفتیم حکومت گفتیم ارش گفتیم، ارش را میبرد. در صورتی که ایشان فرض کرده است در عبارت: لو کانت امةً فاعتقت و علقته، اگر اینطور بوده باشد به مولا هیچ چیز نمیرسد، چون که حرّ بوده است، امه از دست مولا خارج است، جنین هم خارج است، آن وقتی که جنین تلف شده، اگر جانی دیه باید بدهد آن دیه به وارث جنین میرسد، وارث جنین هم مادر حرّ او است. مادر حرّش میبرد. اگر پدر حرّش بوده باشد پدر حرّش هم میبرد؛ چون در روایت گذشت، آنکه دیه جنین است میرسد به وارث خودش، وارث خودش مادر و پدر است، از امام پرسید مادر خودش انداخته این را، گفت به مادرش در این فرض نمیرسد لانه قتلته، چون که کشته است او را؛ ولکن در این صورت جنایت بر کسی واقع شده است، بعد در ما نحن فیه این را آزاد کردهاند مسئله همینطور میشود که ذکر کردیم.
والحمد الله رب العالمین.