دروس خارج اصول / درس ۲۰: توضيح كلام مرحوم آخوند ـ كلام مرحوم كمپانى

درس ۲۰: توضيح كلام مرحوم آخوند ـ كلام مرحوم كمپانى
حاصل مسلك صاحب كفاية اين است كه براى اخبار سه قسم متصور است ۱ـ جمله خبريه بعينها در مقام انشاء هم استعمال مى شود در هئيت و مادة مثل هم اند. مانند اضرب زيداً و اطلب منك ضرب زيد بصد اخبار (طلب را قبلاً كرده حالا دارد خبر مى دهد از طلب قبلى اش) ۳ـ جمله خبريه اى است كه در آنهاقصد انشاء نمى شود چون معانى آنها امورى هستند كه آن امور قابل انشاء نيست. مثل زيدٌ اسود اللّون يا اسودّ وجه زيد. مرحوم آخوند ملتزم شده ه در تمام اين اقسام مستعمل فيه شيء واحد است. امّا در فرض اوّل هئيت و ماده استعمال شده است در آن نسبة بين الدّار للمخاطب نسبة ثبوتياً. منتهى من كه مى گويم بعت دارى و ثبوت بيع دار رادر ذهن شما حاضر كردم غرض از اين احضار دو چيز مى تواند باشد يكى حكايت و يكى به قصد تحقّق نسبت ثبوتيه كه اوّلى اخبار و دوّمى انشاء است. در اين اغراض شرط الوضع است بعت دارى را واضع وضع كرده بر ثبوت بيع الدار للمشترى آن وقتى كه قصد اخبار و حكايت دارم لذا استعمال اين در مقام انشاء به غير الوضع است نه استعمال مجازى. امّا در قسم ثانى نيز مستعمل فيه اضرب با اطلب منك الضرب يكى است.

نسبة طلب الضرب را داده ام به مخاطب مأموراً و به خودم آمراً و حاكماً و در اطلب منك الضرب بقصد اخبار هم همان معنى است منتهى غرض فرق مى كند. و قسم سوم هم مثل زيدا سوّد وجهه وضع شده براى ثبوت سواد وجه زيد. عرض مى كنيم يا صاحب كفايه اگر كسى گفت اضرب زيداً در مقام اخبار، له «طلب ضرب زيد». مثلاً اگر عبد آمد گفت به مولا شما از من چه طلب كرديد؟ مى گويم اضرب زيداً يعنى از تو طلب ضرب زيد را كردم. پس اين استعمال بايد صحيح شود چون مستعمل فيه هر دو يكى است منتهى بغير الوضع است، و حال آنكه اين را استعمال غلط مى گويند. مرحوم كمپانى در حاشيه تفصيل داده مى فرمايد: اينكه مرحوم آخوند گفت موضوع له و مستعمل فيه يكى است و فرق در قصد اخبار و انشاء است كه اين دو هم مأخوذ در مستعمل فيه نيست اين در جايى است كه بعث دارى بگويد چه در مقام خبر چه در مقام انشاء يك معنا دارد و آن نسبت دادن بيع دار را به خودش ايجاداًً كم تارةً اين نسبت دادن بقصد اخبار است و اخرى به قصد انشاء. و قصد اخبار و انشاء از شئون استعمال است و آنى كه از شئون استعمال است در مستعمل فيه و موضوع له اخذ نمى شود. امّا اينكه مرحوم آخوند گفت اضرب زيداً و اطلب منك ضرب زيد مترادفين هستند اين طور نيست. ملاكش جايى است كه جمله اخباريه و جمله انشائيه هيئةً و مادةً مختلف بوده باشند. ايشان مى فرمايد اين بحث دو سنخ فرض دارد. انسان كه كسى را وادار به عملى مى كند اين دو قسم است تارةً تحريك خارجى مى شود مثل اينكه از كسى خوشتان نمى آيد دستش را مى گيريد و از مجلس بيرونش مى كنيد اين بعث، بعث تكوينى و قهرى خارجى است. بعث ديگر، اعتبارى است كانّ كسى كى بعث انسانى مى كند بعث خارجى مى كند. سلطانى است واجب الطاعة به كسى مى گويد اخرجُ من الدار. كه اين تحريك، تحريك اعتبارى است نه در خارج حقيقى. شما اگر در بعث حقيقى خارجى نگاه كنيد ملحوظ باعث و غرض فاعل، ماده است و بعث نظرش نيست. خروج از مطلوب استعمالى باعث است نه فعل خودش كه بعث است. در بعث اعتبارى هم غرضش فعل عبد است كه خروج اوست از دار. نظرش به بعث تبعى است.

در ما نحن فيه اين بعث اعتبارى مطلوب استقلالى نيست لذا اين بعث اعتبارى مطابقى ندارد كه مطابقه يا لا مطابقه اين بعث اعتبارى با او معقول بشود. پس لفظ را استعمال كرده است در بعث غير ملحوظ استقلالى. در ما نحن فيه آن نسبت بعثية كه به مسلك نسبت مى دانيم ملحوظ ابالاستقلال نيست بلكه بالتبع است. بخلاف وقتى كه بگويد اطلب منك خروج الدار در اينجا اين طلب، ملحوظ بالاستقلال است. نسبت طلب خارجى را به خود داده است. لذا اين طلب يك واقعى دارد كه اين طلب تارةً با او مطابق مى شود، صدق، و ربما مطابق نمى شود و مى شود كذب. و فرق است بين اينكه نسبت بعثية را به متكلم دهيم كه مفاد اخرج الدار است و بين اينكه نسبة بعث به ماده را به متكلم بدهيم كه مفاد اطلب منك خروج الدار است. پس در مواردى كه جمله خبريه را انشائيةً لفظاً و هئيةً يكى شد مدلول يكى است و در غير اين صورت مدلول دوتاست.